تبليغاتX
مسافر راه‌های نرفته و نکوفته
و تنها خداست که در این بی‌راه، همراه است و امیدوارم جز او کسی هم نباشد!

آرام!

انسانهایی که علاقهی زیادی به مطالعهی تاریخ و نقل مطالب تاریخی دارند، از لحاظ شخصیتی انسانهایی آرام هستند و آرامش نسبتا بیشتری در گفتار و رفتار آنها قابل مشاهده است.

دلیل این موضوع آن است که این آدمها روایتگر مطالبی هستند که در گذشته اتفاق افتاده و چون احتمال هیچ تغییری در آن وجود ندارد، با خیال راحت و آرامش زیاد، صرفا به نقل قول حادثه میپردازند!

 

مدیر!

انسانهایی که بیشتر درگیر مسائل روزمره هستند، آدمهایی هستند با توان مدیریتی بالا! این آدمها به دلیل اینکه بیشتر به زمان حال توجه دارند، بیشترین قدرت ذهنی آنها صرف تجزیه و تحلیل مسائل جاری میشود و به همین خاطر، از توان مدیریتی بیشتری برخوردارند!

 

مسؤول!

معمولا انسانهای کمتری خود را درگیر مسائل آینده میکنند چراکه این موضوع عامل مهمی برای فرسایش روح و شخصیت انسان محسوب میشود.

هیجان، دلهره، اضطراب از ویژگیهای انسانهای آیندهگراست! البته این آدمها از قدرت روحی بیشتری برخوردارند و همواره بیشتر از دیگران مورد انتقاد قرار میگیرند!

انسانهایی که احساس میکنند موضوعی در آینده در حال رخ دادن است اما چون همهی اطرافیان متوجه این موضوع نمیشوند و امکان بیان دقیق آنچه در حال رخ دادن است، وجود ندارد، باعث فرسایش این آدمها میشود!

این آدمها همواره به نوعی درگیر مسائلی هستند که در آینده قرار است اتفاق بیفتد و به همین دلیل مسائل جاری را نیز با نگاه به آینده و نشانههایی که احساس میکنند، تجزیه و تحلیل میکنند!

این انسانها خود را در برابر اتفاقی که در حال وقوع است، مسؤول میدانند!

 

شما در کدام گروه هستید؟!

آرام، مدیر یا مسؤول ؟!؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 13:45  توسط سجاد نوروزیان  | 

علم چه می‌گوید؟
بر کسی پوشیده نیست که استفاده از رنگ‌های تیره بخصوص مشکی، باعث کسل شدن روحیه فرد و به تبع آن، روح جامعه می‌شود و استفاده از رنگ‌های روشن و بخصوص رنگ‌هایی که در طبیعت بیشتر به چشم می‌خورد باعث شادابی روح جامعه می‌شود.

مردم چه می‌کنند؟
پس چرا با این همه، باز هم در یادمان‌های بزرگی چون "شهادت" علی (ع) و حادثه "کربلا" می‌بینیم که مردم از لباس‌های مشکی استفاده می‌کنند!؟
چه چیز موجب می‌شود که مردم لباس مشکی را انتخاب می‌کنند؟

از منظر دیگر:
"عقل" حکم می‌کند که انسان عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نشود!

و تاریخ:
"غدیر خم"
حادثه‌ای بزرگ و تاریخ‌ساز که چون اقلیتی نخواستند و مردم سکوت کردند، تاریخ مسیرش عوض شد!
"شیعه" پس از غدیرخم آموخت که از کنار هیچ حادثه‌ای ساده عبور نکند!

لباس مشکی:
و این لباس مشکی که قرن‌هاست در جامعه‌ی شیعی، به مناسبت‌های گوناگون خودنمایی می‌کند، "نشان اعتراض" است!
آری "اعتراض"!
اعتراض به حقی که پایمال شده!
و دیگران در برابرش سکوت کردند!

و نتیجه:
لباس مشکی نشان اعتراض به ظلم است!
و کسی که لباس معترض به ظلم را بر تن دارد، هیچگاه زیر بار ظلم نخواهد رفت!!

آیا اینگونه نیست؟!
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 20:44  توسط سجاد نوروزیان  | 

در پی سفر پر سر و صدای رئیس جمهور به نیویورک چند تا سوال به ذهنم رسید که امیدوارم با پاسخ دادن به اون‌ها، به من کمک کنید.

1- چرا هر سال سخنرانی احمدی‌نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل، با استقبال مردم جهان مواجه می‌شود؟
الف) چون اگر در کنار رئیس جمهور افغانستان بایستد و حرفی بزند احتمالا آبروریزی می‌شود!
ب) گزینه‌ی "الف" سخن طرفداران دمکراسی در ایران است!
ج) توزیع کارت سوخت 100لیتری در مجمع عمومی باعث استقبال مردم می‌شود.
د) احمدی‌نژاد مسافرت با هواپیما را دوست دارد!

2- توجه چند هزار نفر اساتید و دانشجویان دانشگاه در محوطه بیرونی دانشگاه را هنگام سخنرانی احمدی‌نژاد چگونه توجیه می‌کنید.
الف) همراهان رئیس جمهور (همانند سفرهای استانی) این جماعت رو از گرمسار به نیویورک با اتوبوس منتقل کرده بودند!
ب) همه‌ی فیلم‌ها، حتی سخنرانی احمدی‌نژاد هم "میکس" بوده!
ج) ما که کسی رو ندیدیم!
د) به امید توزیع کارت سوخت 100لیتری دانشجوها جمع شده بودند!

3- چگونه حدود 500میلیون نفر سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا را بطور مستقیم از شبکه‌های خبری مشاهده کردند؟
الف) بیشتر این تعداد از هم محلی‌های احمدی‌نژاد در گرمسار بودند!
ب) همه‌ی این آدم‌ها رو اطرافیان احمدی‌نژاد پای گیرنده‌ها جمع کرده بودند!
ج) اصولا چون احمدی‌نژاد بلد نیست حرف بزنه، مخاطب جهانی زیاد داره!
د) این 500میلیون نفر منتظر بودند که احمدی‌نژاد آزاد شدن بنزین رو اعلام کنه!!

4- چرا سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا به یک گفتمان جهانی تبدیل شد؟
الف) چون احمدی‌نژاد اصلا دکتر نیست!
ب) چون احمدی‌نژاد از اون دکتراست که رنگ دانشگاه رو هم ندیده!
ج) مردم جهان از سر بیکاری فکر کردن خبری شده!
د) و باز هم سهمیه بندی بنزین!!!!

5- در حالی که رئیس جمهور در سخنرانی رسمی اعلام کرد: "موضوع هسته‌ای ایران خاتمه یافته است" چطور آقای دکتر(!) حسن روحانی امروز گفت: "دو پیشنهاد برای خروج از بن بست هسته‌ای"؟؟
الف) ایشان قبلا معتقد بودند که مردم قیم نمی‌خواهند! الان رو نمی‌دونم!
ب) دمکراسی یعنی علیرغم استراتژی رئیس جمهور، شما همچنان در ساز خود بنواز!
ج) دلسوزی آقای روحانی در تعلیق 10 ساله همچنان یادمان هست!
د) احتمالا پیشنهادهای آقای روحانی برای خروج از بن بست سهمیه‌بندی بنزین بوده است!

6- آینده‌ی ایران با احمدی‌نژاد چه می‌شود؟
الف) فعلا که منزوی شده‌ایم!
ب) احمدی‌نژاد اصلا بلد نیست حرف بزند!
ج) همه‌اش تقصیر سفرهای استانی است!
د) احتمالا sms زدن هم تا چند وقت دیگه سهمیه‌ای می‌شه!
+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 18:42  توسط سجاد نوروزیان  | 

در ادامه موضوع کتاب‌های جیبی مطلب زیر را دوباره بخوانید.
اعتقاد به "بدون نقشه بودن"، از افکار چه کسانی است؟
اعتقاد به "عدم وجود راهنما"، جزء چه مکاتبی است؟
اعتقاد به "نبود نشانه برای به کجا رفتن"، شما رو یاد چه نوع افکاری می‌اندازه؟

آنچه به نظر می‌رسه اینه که نوعی عرفان و اخلاق در حال رشد خزنده در جامعه‌ی جهانی است! و این محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نمی‌شود.
برجسته نمودن این شیوه‌ها برای رسیدن به موفقیت و پیروزی‌های فردی و اجتماعی، بدون توجه به مبانی و اصول ایدئولوژیک یک جامعه، می‌تواند نشانه‌ای باشد از یک استحاله‌ی فرهنگی!

سناریوی قدیمی جدایی سیاست از دین حتما به گوش شما خورده! گفتمانی که مدت‌هاست به عنوان یک اصل از اصول لیبرال دموکراسی غربی، همواره در مجامع مختلف خارجی و داخلی شنیده می‌شود!!

به نظر می‌رسد ، سناریوی جدیدی در حال اجراست:
ارائه‌ی نقشه برای رسیدن به موفقیت و پیروزی با این پیش‌فرض که هیچ نقشه‌ای برای موفقیت انسان وجود ندارد.
به عبارتی قطعه قطعه کردن دین! جدا کردن اخلاق و عرفان از دین.
و این یعنی خطری جدید در کنار همه‌ی "تهدیدات فکری" که ارزش‌های انسانی را هدف گرفته است!
رسیدن به "وضعیت مطلوب" بدون پذیرش مسؤولیت!
رسیدن به قله‌ی موفقیت بدون سخن گفتن از سختی‌های صعود!
حرکت در مسیر آسان و سراشیبی، با هدف رسیدن به قله!

سوال من این است:
چطور ممکن است به آسانی در سراشیبی حرکت کرد و به قله رسید؟!؟
+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 12:42  توسط سجاد نوروزیان  | 

"دیر یا زود در زندگی هر کسی، زمان فرا می‌رسد که شخص خود را در چهارراهی می‌یابد، در حالی که نه نقشه‌ای در دست دارد و نه تابلو راهنما و نه نشان خاصی در معرض دید اوست. نشانه‌ای که نشان دهد به کجا می‌رسد. در این مواقع است که احساس گمشدگی، عدم اطمینان، اضطراب و کنترل نداشتن به فرد دست می‌دهد."

آنچه خواندید، مقدمه‌ای بود از یک کتاب!

این کتاب از نوع کتاب‌هایی است که این روزها در کتابفروشی‌ها زیاد به چشم می‌خورد!
کتاب‌های اغلب کوچکی که بیشتر تلاش می‌کنند راه‌های رسیدن به انواع موفقیت رو در زندگی برای انسان تبیین کنند!

- پنج راز موفقیت بزرگ
- راز تندرستی و شاد زیستن
- رازهای کسب پول و ثروت
- آری یا نه
- هدیه
- صد و هفتاد و پنج گفتار برای زندگی بهتر
- کتاب جیبی کار تیمی
- کتاب جیبی سخنرانی
- کلیدهای طلایی کار تیمی
- کتاب جیبی مدیریت زمان
- 21 اصل مطلقا شکست‌ناپذیر مذاکره
- پیشنهادهای یک کتاب جیبی
- خودشکوفایی و موفقیت فردی
- انگیزه‌های یک دقیقه‌ای
- 150 نکته برای حفظ تندرستی
- 150 نکته برای آسودگی خاطر
- 148 نکته برای لذت و شادمانی
- 60 نکته برای زندگی بهتر
- 57 نکته برای توانمندی زنان
- و ...

لیست بالا تعدادی از کتاب‌هایی بود که شخصا از کتاب‌فروشی‌ها و نمایشگاه‌های کتاب خریدم. مشتاقانه شروع به مطالعه می‌کردم اما کمتر پیش می‌اومد که تا آخر با همون انگیزه‌ی اول ادامه بدم!

با احترام به ناشر و مترجمان این کتاب‌ها، باید عرض کنم که من تاحالا به موردی برنخوردم که ترجمه نباشه و تألیف باشه! یعنی یک محقق ایرانی تلاش یا پژوهشی در این زمینه کرده باشه و چاپ شده باشه!
البته منطقی نیست که ادعا کنم اصلا همچین کتابی چاپ نشده، چون من که از نشر همه‌ی کتاب‌ها خبر ندارم اما چیزی که می‌تونم ادعا کنم اینه که اگر هم چنین پژوهش‌هایی شده باشه، اونقدر کم بوده که در مقابل این هجمه گسترده‌ی ترجمه اصلا به چشم نمیاد.

چیزی که باعث شد این مطلب رو بنویسم همون مقدمه‌ای بود که در ابتدا عیناً از یکی از همین کتاب‌ها نقل کردم! پیشنهاد می‌کنم یک بار دیگه بخونید!

به این موارد با حساسیت بیشتری نگاه کنید:
نه نقشه‌ای در دست دارد
و نه تابلو راهنما
و نه نشان خاصی در معرض دید اوست.
نشانه‌ای که نشان دهد به کجا می‌رسد.

اعتقاد به "بدون نقشه بودن"، از افکار چه کسانی است؟
اعتقاد به "عدم وجود راهنما"، جزء چه مکاتبی است؟
اعتقاد به "نبود نشانه برای به کجا رفتن"، شما رو یاد چه نوع افکاری می‌اندازه؟


این موضوع همچنان ادامه دارد!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 10:41  توسط سجاد نوروزیان  |