|
|
|
|
|
ساده ترین روش امکان سنجی در یک منازعه ی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی یا نظامی، تهیه «ترتیب نیرو» و «ترکیب نیرو» است. «ترتیب نیرو»، تنظیم و برآورد توانمندی و استعداد نرم افزاری و سخت افزاری حریف در 6 حوزه نیروی انسانی - تجهیزات – تأسیسات – منابع مالی – منابع زمانی – و استراتژی و تاکتیک اتخاذ شده است. همچون مدیر یک تیم فوتبال که در هنگام مسابقه، با توجه به آرایش و توانمندی تیم حریف در زمین بازی، تیم خود را آرایش می دهد؛ یک مدیر استراتژیک یا تاکتیکی نیز، پس از «ترتیب نیرو» ی حریف، به «ترکیب نیرو»ی جبهه ی خود می پردازد. «ترکیب نیرو»، تنظیم و برآورد توانمندی و استعداد نرم افزاری و سخت افزاری خود، در 6 حوزه ی نیروی انسانی -تجهیزات – تأسیسات – منابع مالی – منابع زمانی – و استراتژی و تاکتیک اتخاذ شده، نسبت به «ترتیب نیرو»ی حریف است. هرگاه «ترتیب نیرو»ی حریف، به روز، تنظیم و برآورد شد، و سپس «ترکیب نیرو»ی خودی، در نسبت با آن، به روز، تنظیم گردید، آنگاه «امکان سنجی» ممکن خواهد بود. پس از این مرحله، بلوف سنجی و سنجش احتمالات امکان پذیر است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 27 آبان1386ساعت 0:20 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||
|
|
|
|
|
"خوشبخت" (آنکه در این دنیا احساس خوشی دارد)، در واقع بدبختی است که آدم بودن خویش را پاک از یاد برده است!
و "بدبخت" (آنکه در این دنیا احساس خوش ندارد)، خوشبختی است که رنج "بودن" را همچنان احساس می کند. چرا که هنوز "آدم" است! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 19 آبان1386ساعت 18:47 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||
|
|
|
|
|
در ابتدا، نگاهی میکنیم به موضوع نیایش از دو زاویهی مسیحیت و اسلام. دعا و نیایش در مسیحیت آنچنان که "الکسیس کارل" میگوید، اساسش دو چیز است: فقر و عشق! انسانی که نیایش میکند، در حالی که از یک سو عجز و ناتوانی خود را بیان میدارد، از سوی دیگر احساس دوست داشتن و علاقه به خوبیها و زیباییها را در خود زنده نگه میدارد! از این منظر دعای مسیحیت، از زندگی و کشمکشهای روزمره خود را دور نگه داشته و دخالتی به آن ندارد. اما در اسلام عناصر دیگری نیز به آن اضافه میشود! مهمترین این عناصر، بیان دردها و خواستههای اجتماعی و فردی است. خواستههایی که غالبا روح نیایشگر به آن وابسته است. ورود عنصر سیاست در دعای اسلامی، صرف نظر از آنکه افکار متعالی اجتماعی را همواره در بهترین شرایط به نیایشگر تلقین میکند، موجب میشود که این ایدههای مقدس به صورت ثابت و مشترکی در میان همهی افرادی که در این مسیر گام برمیدارند، انتشار یابد. علاوه بر آن، هنگامی که افکار و ایدههای اجتماعی در پناه دعا قرار میگیرد از آسیبدیدگی بحرانهای سیاسی و اجتماعی روزگار مصون خواهند ماند. از منظر دیگر، میتوان استنباط کرد که نباید انتظار داشت همهی دعاها مورد اجابت واقع شود! چرا که دعای اسلامی علاوه بر جنبهی نیایشی، جنبههای مهمتری نیز دارد که از آن جمله میتوان به تعیین خط مشی فکری و عملی اشاره نمود. به عنوان مثال در دعاهای ماه رمضان میخوانیم: "اللهم اغنی کل فقیر" خدایا! همهی نیازمندان را بینیاز فرما! "اللهم اشبع کل جائع" خدایا! همهی گرسنگان را سیر فرما! "اللهم اکس کل عریان" خدایا! همهی برهنگان را بپوشان! "اللهم اقض دین کل مدین" خدایا! وام همهی بدهکاران را بپرداز! "اللهم فرج عن کل مکروب" خدایا! گرفتاری همهی گرفتاران را گشایش فرما "اللهم رد کل غریب" خدایا! همهی در راه ماندگان را برسان" "اللهم فک کل اسیر" خدایا! همهی اسیران را آزاد فرما" "اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین" خدایا! همهی عوامل فساد در مسلمانان را ریشهکن فرما" "اللهم اشف کل مریض" خدایا! همهی مریضان را شفا عنایت فرما! واقعیت آن است که در مدیریت انسانی جامعهی بشری، هیچگاه امکان ندارد که درخواستهایی که در قالب دعای بالا مطرح شد، به صورت عملی اتفاق بیفتد! امثال این دعا، تعیین خط مشی برای رفتار انسانهاست. تعیین آرمان و هدف زندگی مادی است. نقشهای است برای حرکت! یعنی پس از مشخص شدن مقصد و مسیر، باید با تمام امکانات به سمت این مقصد حرکت کرد! هدف به صورت مطلق تعریف میشود، اما رفتار یک امر نسبی است! هر چه رفتار به هدف نزدیکتر، بهتر! اما توقع رسیدن رفتار به هدف در مدیریت انسانی، امری غیر منطقی است! آنچنان که در قرآن داریم: "لا یکلف الله نفسا الا وسعها" مسؤولیت خداوند، متناسب با ظرفیت هر انسان است. نتیجه: آرمان و هدف مطلق است و رفتار انسان امری نسبی است! باید تلاش کرد "آنچه هست" را به "آنچه باید باشد"، نزدیک کرد! و این یعنی مسوولیت اجتماعی! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 14:46 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||
|
|
|
|
|
در تئوری بازیها، مبتنی بر بررسی احتمالات، اساسی ترین مسأله، بررسی امکانات است: اگر موضوعی «امکان» داشت، پس «احتمال» هم خواهد داشت؛ تا چیزی امکان نداشته باشد، احتمال وقوع آن غیرممکن است. آنجا که سیاست، عرصه ی ممکنات است، استراتژی عرصه ی تنظیم احتمالات مبتنی بر ممکنات خواهد بود. رکن اساسی در بررسی احتمالات اقدام از سوی طرفین منازعه، «بلوف سنجی» است. بلوف سنجی، از طریق «امکان سنجی» ارزیابی می شود. بلوف های تکنیکی، تاکتیکی یا استراتژیکی، به سه دسته تقسیم می شوند: 1- بلوف سفید: اینکه فرد مشخصی (مثلاً علی) مدعی است که می تواند یکصد متر روی ریل راه آهن قدم بزند بدون اینکه بیفتد. در اینجا هم مدعی (علی) مشخص است، هم مدعای او امکان پذیر . پس هر دو بخش مسأله شفاف است. 2- بلوف خاکستری: اینکه فرد مشخصی (مثلاً همان علی) مدعی است که می تواند روی آب راه برود بدون اینکه غرق شود. در اینجا، مدعی (علی) مشخص است، اما مدعای او (راه رفتن روی آب) امکان پذیر نمی نماید. لذا یک بخش مسأله مبهم است. 3- بلوف سیاه: اینکه گفته شود فرد نامشخصی، مدعی است که می تواند روی آب راه برود بدون اینکه غرق شود. در اینجا، هم مدعی، و هم مدعا، هر دو مبهم هستند. در سیاست استراتژیک، یکی از مهم ترین مسائل، تشخیص صحت و سقم بلوف خاکستری است؛ زیرا بسیاری از ادعاها در صحنه جهانی، از این جنس هستند. اگر تشخیص صحت بلوف ها، به دقت صورت نگیرد، تصمیم متقابل در برابر آن ها، قطعاً تصمیمی انفعالی و فاجعه زا خواهد بود. پس «بلوف سنجی» مبتنی بر «احتمال سنجی»، و «احتمال سنجی» مبتنی بر«امکان سنجی» است. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 4 آبان1386ساعت 0:17 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||