تبليغاتX
مسافر راه‌های نرفته و نکوفته
و تنها خداست که در این بی‌راه، همراه است و امیدوارم جز او کسی هم نباشد!

من که رأی ندادم! تو رأی دادی؟!

 

- "هر كسى را كه دشمن ما ميخواهد كه او برود در دستگاه حاكميت كشور و قانونگذارى  كشور به او رأی ندادم!

- "مرزها را بايد روشن كرد"، به آن‌ها که مرزشان روشن نیست، رأی ندادم!

- "بعضى، از دشمن رودربايستى دارند"، به ترسوها رأی ندادم!

- "بعضى، ملاحظه‏ى دشمن را ميكنند"، به محافظه‌کارها رأی ندادم!

- "آن كسانى كه مرزشان با دشمن و دست‏نشاندگان دشمن مرز كمرنگى است، اينها براى ورود به مجلس اصلح نيستند"، به آن‌ها هم رأی ندادم!

 

اما...

- "كسانى بايد باشند كه مرز روشنى با دشمن داشته باشند"، به آن‌ها رأی دادم!

- "معتقد به عدالت اجتماعى، استقرار عدالت در سرتاسر كشور" باشند، به آن‌ها رأی دادم!

- "متنفر از فساد در هر بخشى و در هر طبقه‏اى از طبقات مسئولين" باشند، به آن‌ها رأی دادم!

- "معتقد به عزت جمهورى اسلامى" باشند، به آن‌ها رأی دادم!

- "هر كسى را كه دشمن ما، دشمن ايران، ميخواهد كه او بر سر كار نباشد، در مجلس نباشد"، به او رأی دادم!

 

تو به کی رأی دادی؟!؟

 

و اینک برای اینکه همه جهان بشنود، با صدای بلند فریاد خواهم زد:

ما وارث کوروش، فرزند جمشیدیم!

پیروز بی برده، بت نپرستیدیم!

ما ریشهای دیرین در عشق و خون داریم

ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم!

 


* جملات داخل " " که پررنگ نوشته شده، عیناً از بیانات مقام رهبری که در تاریخ 22 اسفند86 سخنرانی نمودند، استخراج گردیده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 16:0  توسط سجاد نوروزیان  | 

انتخابات مجلس هشتم از راه رسید!

اهمیت انتخابات از زوایای مختلف قابل بررسی است!

 

از نگاه داخلی:

- تعیین ترکیب چهار ساله مجلس شورای اسلامی

- بازتاب عملکرد گروههای سیاسی با سلیقههای مختلف

- سرعت تندشونده یا کندشونده در روند اجرایی برخی امور

- و ...

 

و اما مهمتر، از نگاه خارجی:

          - اقتدار و صلابت بیشتر کشور ایران

          - تغییر موازنههای قدرت در منطقه و فرامنطقه

          - اعلام عدم بیتفاوتی مردم نسبت به امور کشور

          - امید و انگیزهی دیگر ملل برای تأسی به جهتگیریهای ملت ایران

          - ادامهی روند حرکت به سمت پیشرفت و رفاه عمومی

          - و ...

 

 

و حضور در انتخابات  خارج از دو حالت نیست!

- رأی میدهم!

- رأی نمیدهم!

 

رفتار گروه اول، محل بحث نیست چرا که با هر انگیزهای که در انتخابات شرکت کند، حتی با رأی سفید، حضورش را ثبت کرده!

(هر چند که میدانیم، معنی این حضور رضایت کامل از سیستم اجرایی کشور نیست و انتقادها برای بهتر شدن کشور همچنان ادامه دارد!)

 

و اما رفتار گروه دوم!

عدم حضور، هر دلیلی که داشته باشد، باید توجه داشت:

- با هر دین، تفکر و سلیقه این حضور، سند ایرانی بودن هر فرد است!

- نگاه دشمن، به این حضور است. ایرانی با دشمن ایران همدست نمیشود!

- ایرانی بودن، افتخار کوچکی نیست که بتوان به راحتی خدشهدارش کرد!

- قیمت پیاز و سیبزمینی و اجاره بهای مسکن بالا رفته، اما شرف و غیرت ایرانی، خیلی گرانمایهتر از این تورمهاست!

- با همهی انتقادها و نارضایتیها، برای حل مشکلات باید باهم باشیم!

- هیچکس بیشتر از ایرانی، دلش برای ایران نمیسوزد!

- حتی اگر معتقد باشیم، نمایندگان از پیش تعیین شده هستند –که نیستند- باز برای کوری چشم دشمن باید حضور داشته باشیم!

- اگر نمیشناسیم، از آنها که میشناسند میپرسیم! و اگر مطمئن نشدیم، فقط حضور پیدا میکنیم!

 

یادمان باشد:

امروز مردم ایران، امضاکنندگان ترکمنچایها را از ملیت ایران حذف کردهاند! حتی اگر شاهزاده و وزیر و وکیل بودند!

آیا گذشتگان و آیندگان ایران زمین، به ما افتخار خواهند کرد یا بر بیتفاوتیمان سر حسرت تکان خواهند داد؟!؟

 

انتخاب با خود ماست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 17:0  توسط سجاد نوروزیان  | 

رابطهای است شگفت!

و البته دردساز و زجرآور!

 

رابطهی میان "املیسم" و "فوکولیسم"!

یکی به دروغ خود را "متمدن" میداند و دیگری به دروغ "متدین"!

هیچکدام نه به تمدن ارتباط دارند و نه به تدین!

یکی تیپ ایدهآلش را "فاطمه" معرفی میکند و یکی "زن اروپایی"!

و هر دو تهمتی است به هر دو!

 

یاد معلم شهید بخیر...

 

و چه دردآورتر که هر یک از این دو، دیگری را معیار شناخت بداند!

و حقیقت "خوب شدن" را با معیارهای نادرست، تکذیب کند! چرا که معیار او دروغ و تهمتی بیش نیست!

 

یادش بخیر!

در جنگ صفین، آنگاه که در مبارزه با اسلام اشرافی معاویه بود، فرمود:

جستجو کنید چه کسی با حق است، نه اینکه حق با چه کسی است!

 

اتم را شکافتیم! ادعایمان گوش فلک را کر کرده است اما بعد از قرنها، هنوز نفهمیدیم!

هر چیز بیارزشی برایمان مهم شده، اما مهمها را فراموش کردهایم!

و باز به قول معلم شهید:

 

"همه چیز در دنیا برای بودن آدمی است! چه خندهآورند آنها که بودنشان را در این دنیا ابزار چیزی کردهاند که خود ابزار بودن آنهاست!"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 14:40  توسط سجاد نوروزیان  | 

خدا مى داند آخرين زنگ دنيا كى مى خورد ولي آن روز كه آخرين زنگ دنيا خورد ديگر نه مى شود تقلب كرد و نه كسى را ديد. آن روزفقط تويى و كارنامه ات و معدل! و نگاه و نيت و دست و زباني كه کار تو را شهادت ميدهند.
و آن روزتازه مى فهمى كه دنيا با همه بزرگى اش از جلسه امتحان هم كوچكتر بود و مى بينى كه كنار هر لحظه ات فرشته هايى ممتحن بوده اند كه هرچه مى كردى مى نوشتند!
خدا كند آن روز كه آخرين زنگ دنيا مى خورد روى تخته سياه قيامت اسم تو را جزء خوب ها بنويسند.
خدا كند حواست بوده باشد و زنگ هاى تفريح آن قدر توى حياط نمانده باشى كه حيات يادت رفته باشد.
خدا كند دفتر زندگيت را جلد كرده باشي و بدانى كه دنيا چرك نويسى بيش نيست!
خدا مى داند آخرين زنگ دنيا كى مى خورد آن وقت است كه مى فهمى زندگى عجب سؤال سختى بود سؤالى كه بيش از يك بار نمى توان به آن جواب داد!
 
-به نقل از خانم نرگس خسروی
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 19:33  توسط سجاد نوروزیان  | 

رسانهی ملی ایران، مثل گذشته با پخش برنامهها و گزارشهای انتخاباتی مردم را برای شرکت در این رویداد ملی ترغیب میکند!

شبکههای لسآنجلسی نیز، مثل گذشته تلاش در دلسردی مردم برای حضور در انتخابات دارند.

شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامهی سیاسی دیگری بر ضد دولت ایران تصویب میکند تا شاید در انتخابات تأثیر گذارد!

شهرهای ایران پر شده از نامهای کوچک و بزرگی است که برای ورود به مجلس هشتم تلاش میکنند!

همه در تلاش...

همه در تکاپو...

 

وزیر کشور مصاحبه میکند!

کاخ سفید بیانیه میدهد!

"رایس" به فلسطین میرود، اما از انتخابات ایران میگوید!

اسرائیل جعلی از قطعنامه خوشحال میشود!

دبیر کل سازمان ملل، در برابر قطعنامه سکوت میکند!

بیست و سی، گزارش انتخاباتی پخش میکند!

ایران آزاد، انتخابات را تحریم میکند!

گفتگوی ویژهی خبری، نشست انتخاباتی میگذارد!

صدای آمریکا، پیشبینی عدم حضور مردم را در بوق میکند!

سایتها تحلیل میکنند!

یکی از نظرسنجیها میگوید، اصلاحطلبان رأی میآورند!

یکی دیگر از نظرسنجیها نشان میدهد انتخابات رونقی ندارد!

شیخ مهدی کروبی مصاحبه میکند!

ائتلاف اصلاحطلبان تکذیب میکند!

جبهه ی اصولگرایان بیانیه میدهد!

 

هر کس به طریقی!

هر طریقی برای رسیدن به مقصدی!

همه در تلاش...

 

اما...

اما تعجب و تأسف از آنهایی است که نام خود را ایرانی نهادهاند و بیتفاوتاند!!

گویی در کشورشان هیچ خبری نیست!

و چه خندهآورند...

چه خندهآورند که بیش از همه، همین بیتفاوتها مدعیاند!!

 

تاریخ قضاوت خواهد کرد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 15:59  توسط سجاد نوروزیان  | 

روزگار عجيبي است. سرو صداي مدعيان پيروي از خط امام و فرياد «وا اماما»ی ايشان چند هفته‌اي است كه گوش فلك را پر كرده است. واقعاً شرايط منحصر به فردي است. منحصر به فرد در روزگار ما، اما بسيار مشابه حوادث دوران پيامبر عظيم‌الشانمان حضرت محمد (ص).

تشخيص اينكه در اين معركه كدام طرف واقعاً پيرو امام(ره) و دنباله‌روي آرمانهاي خميني كبير است كار آساني نيست؛ البته اگر همه را پلوراتيمه خط امامي ندانيم!!!

 

مورد اين نوشتار مسئله توهين به نوه‌ي حضرت امام (ره) - كه قطعا امري محكوم و مذموم است - نیست، هرچند كه اين روزها مورد قلم‌فرسايي افراد مختلف بوده و به گونه‌اي غير عادي مورد توجه جناح‌هاي گوناگون قرار گرفته است.

 

مسئله مورد بحث چيستي آرمانهاي امام (ره) و تشخيص «يادگار امام(ره)» و واكنش بعضي جريانات است. اينكه يادگار امام(ره) «چيست» يا «كيست»؟ و خط امام(ره) كدام خط است و پيروي از خط امام(ره) چگونه است؟

 

بي شك حضرت امام خميني(ره) حقي غير قابل انكار بر گردن نه تنها همه‌ي ما ايرانيان، بلكه همه‌ي مسلمانان و حتي جهانيان دارند و احترام ايشان براي تمامي سياسيون داخلي و خارجي واجب و پذيرفته شده است. مقبوليت و محبوبيت ايشان به خصوص در ميان مردم غير قابل خدشه است و در طول سالهاي بعد از انقلاب حتي دشمنان قسم خورده‌ي اين ملت نيز جرأت اهانت به ايشان را نداشتند. اما سالها است عده‌اي دشمن آگاه و دوست جاهل در تلاشند تا از اين محبوبيت الهي نزد مردم سوء استفاده كنند و با مصادره  ايشان به نفع خود و گروه و جريان مطبوعشان از اعتقاد مردم سوء استفاده كنند.

 

چند هفته‌ايست كه موج سواري اين جريانات افزايش عجيبي پيدا كرده و افرادي به نام حمايت از امام(ره) در راستاي محكوميت و تقبيح توهين به نوه‌ي ايشان سينه‌هاي خود را چاك مي‌دهند. آيا اين افراد، همين قدركه به توهين به "شخص" نوه‌ي امام (ره) حساسيت نشان داده‌اند و فرياد «وا اماما» سر داده‌اند، به آرمانهاي او توجه كرده‌اند و مي‌كنند؟

آن زمان كه عده اي از همين اصلاح طلب ها نه فقط به حضرت امام(ره) بلكه به وقيحانه ترين شكل به ائمه اطهار عليهم السلام توهين مي كردند، اين جماعت كجا بودند؟

آن زمان كه متفكرين اين جبهه، شهادت امام حسين علیه السلام را نتيجه خشونت پدرش در بدر ناميدند و حضرت امام خمینی(ره) را شايسته رفتن به موزه تاريخ ناميدند، صداي حضرات در نمي آمد؟

اين خط امامي كه جمعي مدام دم از آن مي‌زنند كدام خط است؟

اگر كسي خارج از مرزهاي اعتقادي حضرت امام (ره) خلاف جهت ايشان حركت كند، حرفي نيست، اما چگونه مي‌توان مدعي خط امام (ره) بود و همگام با مخالفان امام(ره) قدم برداشت؟

جمهوري اسلامي كه ده‌ها هزار شهيد جان خود را براي حصول و تثبيتش نثار كردند مهم تر و با ارزش‌تر است يا نوه‌ي حضرت امام(ره)؟

اين آقاياني كه اين روزها اين گونه حنجره‌هاي خود را براي حمايت از شخص نوه‌ي امام (ره) پاره مي‌كنند و ديدگان خود را اشكين مي‌نمايانند، چگونه در مقابل توهين به بنيانگزار اين انقلاب سكوت پيشه كرده و مي كنند؟

چگونه در مقابل توهين به رئيس جمهوري اسلامي ايران نه تنها سكوت مي‌كنند، بلكه خود بعضاً هم ركاب دشمن به استهزاي ايشان مي‌پردازند؟

باز هم تأكيد مي‌كنم روي سخن با امريكا و انگليس و اسراييل نيست. خير! همين آقايان مدعي خط امام(ره) را مي‌گويم. آيا براي امام «جمهوري اسلامي» مهمتر بود يا شخص «نوه‌اش»؟

قصد نگارنده در مقابل قرار دادن نوه‌ي حضرت امام(ره) با رياست محترم جمهوري يا جمهوري اسلامي نيست. بلكه مقصود بازشناسی رفتار و سیاست جمعی از حضرات و کینه توزیشان با راه حقیقی امام(ره) است. هيچ كس توهين را به هر كس كه مي‌خواهد باشد تصديق نمي‌كند، اما چطور اين جماعت در مقابل توهين‌ها و تهمت‌هاي ناجوانمردانه به رئيس جمهوري (اتكايم ‌روي شخصيت حقوقي رئيس جمهور است نه شخصيت حقیقي ايشان) روزه‌ي سكوت گرفته اند؟

خط «امامي» كه بزرگترين هدفش تشكيل جمهوري اسلامي و زنده نگهداشتن اسلام ناب محمدي بود، اين است كه توهين به يك شخص حقيقي را – هر چقدر هم محترم باشد – محكوم كند اما در مقابل توهين به شخص اول اجرايي جمهوري اسلامي سكوت؟!!

البته اظهر من‌الشمس است كه طرفداري ايشان از خط امام(ره) ملعبه‌اي بيش نيست. ملعبه‌اي براي بازي گرفتن احساسات پاك مردم و تحت فشار گذاشتن رئيس جمهور.

روي سخنم با شماست!

آيا آرمانهاي امام(ره) مقدس‌ترند يا فرزند امام(ره)؟ شمايي كه در مقابل توهين به نوه‌ي امام(ره) اين گونه برآشفته‌ايد، چگونه در مقابل توهين و به سخره گرفتن آرمانهاي بزرگ ايشان كه امروز ديگر محدود به مرزهاي جغرافيايي ايران نيست، صمم بكم بوديد؟

آيا همين امام(ره) نبود كه فرمود: «اسرائيل بايد از صحنه‌ي روزگار حذف شود؟»

آيا همين امام(ره) نبود كه فرمود: «وارثان واقعي اين انقلاب پابرهنگان و مستضعفين و كوخ‌نشينان هستند؟»

آيا همين امام(ره) نبود كه فرمود: «آمريكا هيچ غلطتي نمي‌تواند بكند؟»

آيا همين امام(ره) نبود كه درباره‌ي نهضت آزادي و قلم به دستان مزدور جيره خور امريكا هشدار مي‌داد؟

باز هم مي‌گويم، از مخالفان امام توقعي نيست به اين سخنان اعتقاد يا التزامي ‌داشته باشند، اما شما «مدعيان»!! خط امام(ره) چه؟! چگونه است كه وقتي رئيس جمهور فرمايش حضرت امام را در مورد حذف اسرائيل تكرار مي‌كند او را نادان خطاب مي‌كنيد، انقلاب را متعلق به همه مردم، بخصوص محرومان مي‌داند و وقت خود را وقف آنان در دورافتاده ترین نقاط ایران مي‌كند،‌ او را پوپوليست معرفي مي‌كنيد، وقتي مقابل آمريكا قاطعانه مي‌ايستد و قطعنامه‌هاي سازمان ملل را كاغذ پاره مي‌خواند و با حمایت مردم در مقابل باج خواهي ‌غرب ايستادگي مي‌كند، او را ماجراجو و ناآشنا به مسائل ديپلماتيك مي‌ناميد و هرگاه در باره نفوذي‌ها هشدار مي‌دهد او را به تخطئه كردن متهم مي‌كنيد؟!

واقعاً همچنين چيزي چگونه ممكن است؟ اين همه تناقض تا كجا؟ اگر اين اختلاف را بپذيريد، كه دنباله‌روي خط امام(ره) بودن را چه مي‌گوييد؟!

و اگر دنباله‌روي خط اماميد، پس اين عملكرد چيست؟! اصلا مگر امام عزيزمان(ره) نفرموده:«پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به مملكتان نرسد؟» پس چطور خود را پيرو خط امام(ره) مي دانيد، اما هرگز نامي از رهبر معظم انقلاب و پيروي از ايشان نمي آوريد؟

آيا اين امام (ره) نبود كه نسبت ‌به انجمن حجتیه هشدار مي‌داد و مردم را از خطر آنان آگاه مي‌كرد؟ حال چگونه بسياري از همين طرفداران تفكر حجتیه ای (جدايي دين از سياست) مورد حمايت خيلي از همين خط امامي‌ها هستند؟!

و جالب تر اینکه به علت نا آشنایی مردم با این تفکر خطرناک، این آقایان اصلاح طلب آقای احمدی نژاد را به پیروی از تفکر حجتیه ای متهم می کنند!!!!!!!!!! 

قلم شرم دارد.

جماعتي كه روزگاري زحمات زيادي براي اين انقلاب كشيده‌ و در ركاب امام حتي مي‌توان آنها را پایه گذاران ‌اين انقلاب ناميد، امروز عليرغم اين تناقضات در رفتار و گفتارشان، باز هم فقط خود را پيرو خط امام مي‌دانند و سايرين را نامحرم به امام و انقلاب. واقعاً دردآور است شخصی كه پیوسته خود را از ياران امام مي‌داند و آب هم به ياد امام (ره) مي‌خورد، چندي پیش در سخنراني با اشاره به رئيس جمهور گفته بود متأسفانه انقلاب به دست نامحرمان افتاده است! مگر همان عزيز سفر كرده نفرموده:«ميزان حال افراد است»؟

البته به نظر نمی رسد اين حضرات به اين فرمايش مبارك ذره‌اي اعتقاد داشته باشند، چرا كه تنها افتخارشان نه عملكرد كنونيشان، كه خاطرات چند ده سال پيششان با حضرت امام (ره) است.

 

دوستان!

همراهي امام در آن روزهاي پر التهاب جاي خود، اما امروز چه كاره‌ايد؟

 

با علي در بدر بودن شرط نيست

اي برادر نهروان در پیش روست

 

اگر از این مردم خجالت نمي‌كشيد_که ظاهرا نمی کشید، لااقل از امامي كه سنگش را به سينه مي‌زنيد شرم كنيد.

 آيا امروز همانگونه كه امام(ره) مي‌خواست خار چشم دشمنانيد و خواب را از چشم دشمنان ربوده‌ايد يا خداي ناكرده خواسته يا ناخواسته كه ان شاء ا... ناخواسته است آب در آسياب دشمن مي‌ ریزید و با اظهارات و عملكردتان دشمنان امام(ره) و انقلاب را اميدوار مي‌كنيد؟

شما را به روح روح ا... قسم به خودتان بياييد.

چرا فكر مي‌كنيد فقط شمائيد كه زماني محضر امام توفيق داشته‌ايد، پيرو خط اماميد؟ مگر تاريخ را نخوانده اید؟ آيا مالك اشتر رسول خدا(ص) را زيارت كرده بود؟ اما زمان علي عليه السلام، مالك محمدي‌تر بود يا زبير، همان سيف الاسلام زمان پيامبر(ص)؟! مگر همان زبيري كه پيامبر(ص)، آن زمان او را شمشير اسلام خواند و طلحه‌اي كه پيامبر طلحه الخير خواندش، روزي بر علي شمشير نكشيدند و مالك اشتري كه هرگز پيامبر خدا را نديده بود، به دفاع از علي علیه السلام و آرمان پيامبر خدا(ص) بر نخواست؟!

رهبر فرزانه‌مان چندی پیش در سخنان حكيمانه ای در ديدار مردم تبريز پيروان حقيقي خط امام(ره) را جوانان مسلمان ایرانی و غیر ایرانی و امثال شهید عزیز عماد مغنیه دانستند. بعید می دانم عماد مغنیه به محضر امام(ره) شرف یاب شده بود، اما قطعا راه واقعی امام(ره) را شناخت و ان شاالله اکنون همراه خمینی کبیر(ره) در جوار مولایش حسین علیه السلام به آرامش و آزادی ابدی رسیده است. 

 

آيا بوی قرآن‌هاي سرنيزه به مشام نمي‌رسد؟

 

اين بار نام امام(ره) تيتر روزنامه‌ها شده است.

 

عاليجنابان! باور كنيد ما هم قلبمان به عشق امام مي‌تپيد، اما آن امامي كه ما صدايش را شنيديم و تصويرش را ديدم و صحبتهايش را در صحيفه‌اش خوانده‌ايم، امامي نيست كه شما مي‌گوييد.

 

سخن آخر اينكه زمستان تمام مي‌شود و روسياهي به ذغال مي‌ماند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 22:58  توسط سجاد نوروزیان  | 

از دهان گرگ طعمه را با مذاكره نميشود گرفت؛ با قدرت بايد گرفت. هزار و صد سال است كه در ادبيات كشور ما:

مهترى گر به كام شير در است‏           رو خطر كن ز كام شير بجوى

را گفته‏اند. گاهى هم عمل شده در تاريخ ما، بسيارى از اوقات هم عمل نشده.

امروز ملت ايران دارد با ايستادگى خود به اين توصيه عمل ميكند؛ رو خطركن!!

 

مقام رهبری – دیدار مردمی – 28 بهمن 86

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 22:17  توسط سجاد نوروزیان  |