|
|
|
|
|
آقای میرحسین موسوی! بابت بیانیه شمارهی 5 از شما سپاسگزارم! این بیانیه، آنچه را مدتهاست که انتظارش را میکشیم، تسریع میکند! در حالی که برای برخی جوانان سادهلوح ایرانی بسیار نگران و ناراحتم، اما وقتی به سیر رفتاری شما نگاه میکنم، از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجم. رفتاری که محمد خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری برای دیگران انجام نداد و اگر داد بسیار زیرکانه بود، شما ظرف یک ماه چه بد اجرا کردید! آقای مهندس! از شما سپاسگزارم! "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند" |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 10:20 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||
|
|
|
|
|
در مورد اغتشاش و سلب آسایش عمومی و حرکتهای جناب میرحسین موسوی در عدم تمکین رأی ملت و اعتراضهای خیابانی دو فرضیه مطرح است: ۱- به دلیل سخنان احمدینژاد در مناظرههای انتخاباتی، هاشمی رفسنجانی کوتاه نخواهد آمد. از سوی دیگر موسوی در صدد انتقام بیست سال سکوت خود در مقابله با رهبری با تمام توان به دعوت مردم برای اعتراضهای خیابانی اقدام نموده است و موضوع تجمعهای خیابانی از اختیار حکومت خارج شده است. (به قول صدای آمریکا: شیشهی عمر جمهوری اسلامی از دست آیتاله خامنهای افتاده است و کی به زمین خواهد خورد و شکسته خواهد شد، مشخص نیست!) 2- همهی جریان تجمعات خیابانی و اغتشاشها بطور کامل در رصد حکومت قرار دارد و همهی این موضوعات مقدمهای برای پالایش اساسی مدیران نظام جمهوری اسلامی میباشد. باید منتظر بود... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 21:59 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||
|
|
|
|
|
ما منتظریم ماه محرم گردد هنگامهی امتحان فراهم گردد ما دانیم و تیغ و حلقوم شما یک مو ز سر علی اگر کم گردد
جمعه - دانشگاه تهران |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 21:4 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||
|
|
|
|
|
از این فلات سربلند مردی حماسه آفرین با پرچم سپید و صلح میگوید از این سرزمین میگوید از ایران ما مردی از نسل دلیران میشود ما میتوانیم ای یادگار آرش از اتحاد مردم نقش تمدن توست |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 10:10 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388ساعت 16:52 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||
|
|
|
|
|
همایش وبلاگنویسان حامی احمدینژاد - ۱۰/۳/۱۳۸۸
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 9:5 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||
|
|
|
|
|
بازخوانی پروندهی یک حکومت چهار سال و نه ماه و پنج روزه از دل تاریخ، در آستانهی انتخابات ریاست جمهوری (لطفاً کسانی بخوانند که آزاداندیش هستند و میتوانند قرائت به روز از اسلام داشته باشند.) خلیفهی سوم به قتل رسید. مردم خسته از "ظلم حکومتی" به "عدالت علی" ابراز علاقه کردند! علی خلیفهی مسلمین شد! خلافتی که در منطق علی با عطسهی بز قیاس گردید! امثال طلحه و زبیر که در ابتدای راه همراه پیامبر بودند و در به ثمر نشستن انقلاب اعتقادی- اخلاقی پیامبر تلاش زیادی کرده بودند، با القاب دهنپرکنی که یدک میکشیدند (سیفالاسلام زبیر و طلحهالخیر)، به باجخواهی حکومت عدالت آمدند! یکی بصره را میخواست و دیگری شهر دیگر! عادت چندین ساله بود! هر کس به حکومت میرسید باید حق و حقوق آنان را میپرداخت! افتخار به چند ضربهی شمشیر در ابتدای راه، موضوعی بود که هنوز بابت آن از حکومت باج میگرفتند! فاصلهی طبقاتی زیاد شده بود! عدهی قلیلی ثروت جامعه را در اختیار داشتند! و جالب است که این عده با هم فامیل بودند!!! اولین مبارزهی علی با باجخواهان حکومت که انتظار پست و مقام داشتند رخ داد! همانها که در هر جمله بارها و بارها دم از پیامبر و اسلام و قرآن میزدند، اما رفتارشان، گفتارشان را تأیید نمیکرد. مبارزهی دیگر با کاخنشینان سبز بود! کاخ سبز معاویه! جناح اسلام اشرافی، همان ابتدا بدون ورود به عرصهی رقابت باخت را پذیرفت و دو شکست سنگین از مالکاشتر خورد! مالکاشتر جنگ تمام عیار معاویه با علی را پیشبینی کرد! معاویه که نگران از دست دادن حکومت شام بود، در نامهای خطاب به علی نگرانی خود را از خطراتی که جامعهی اسلامی را تهدید میکند، ابراز کرد و مدعی شد که علی در جنگ جمل (مبارزه با باجخواهان حکومت) به یاوران دیرین پیامبر توهین کرده و به اسلام هتک حرمت شده است! رسانهی سرمایهداری در اختیار معاویه بود! او با تطمیع منبرنشینها، ناسزاگویی علیه علی را در ساختار تبلیغاتی، نهادینه کرد! در ناسزا گویی به علی "بیبند و باری" ترویج یافت! کار را به جایی رساند که حتی کسی جرأت حمایت لفظی از حکومت علی را نداشت! (حتی گروهی پس از شنیدن خبر شهادت علی در مسجد، گفتند مگر علی نماز هم میخوانده؟!) از زاویهی دیگر خرمقدسهایی مدعی حکومت علی شدند که پیشانیهایشان از شدت سجده بر درگاه خداوندی، پینه بسته بود! مبارزهی سوم علی با خرمقدسها بود! همانها که خودشان مرتکب اشتباه حکمیت شده بودند و خواهان توبهی علی به زور شمشیر بودند! وجه تشابه این سه گروه که هر کدام به نحوی از سوی معاویه پشتیبانی میشدند، فقط یک چیز بود! عدالت علی، دوران خوش آنان را پایان داده بود! آنانی که هر کدام به نحوی از حکومت اسلامی بهرهمند بودند، با آمدن علی راههای استفاده از بیتالمال را مسدود شده میدیدند و به ناچار به بهانههای مختلف به مبارزه با علی پرداختند! و هدف آنها از مبارزه و دشمنی با علی، فقط یک چیز بود: حکومت اسلامی در اختیار هر کس باشد، فقط در دستان علی نباشد! دکتر شریعتی در یکی از آثارش اشاره به موضوع جالبی دارد! مضمون سخنش در کتاب "چه باید کرد؟" این است: "اگر شیعه امروز ببیند در جامعه از کسانی که علی در آن روزگار ضربه میخورد، میجنگید و مقابله میکرد ، سر سازش دارد باید در شیعه بودنش شک کند!" عدالت راه سختی است! اما در این راه سختی که انتخاب کردی، بر عهدی که با مردم بستی وفادار باش! همانگونه که به لطف خداوند تا امروز ثابت قدم بودهای! بگذار باجخواهان حکومت، کاخسبز نشینان و خرمقدسها به فحاشیها، هذیانگوییها و بیحرمتیها ادامه دهند! زمان میگذرد، میدانیم که لکهی ننگ از دامان کسانی که این ادعاها را باور کردند، هرگز پاک نخواهد شد!! چه از روی خباثت چه از روی جهالت! همین است که صدای آزاد اندیشان ایران در گوش تاریخ اینگونه پیچید: ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند! و خداوند بزرگ وعده داده: ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 0:11 توسط سجاد نوروزیان
|
|
||