تبليغاتX
مسافر راه‌های نرفته و نکوفته
و تنها خداست که در این بی‌راه، همراه است و امیدوارم جز او کسی هم نباشد!

آقای میرحسین موسوی!

 

بابت بیانیه شماره‌ی 5 از شما سپاسگزارم!

این بیانیه، آنچه را مدت‌هاست که انتظارش را می‌کشیم، تسریع می‌کند!

در حالی که برای برخی جوانان ساده‌لوح ایرانی بسیار نگران و ناراحتم، اما وقتی به سیر رفتاری شما نگاه می‌کنم، از خوشحالی در پوست خودم نمی‌گنجم.

رفتاری که محمد خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری برای دیگران انجام نداد و اگر داد بسیار زیرکانه بود، شما ظرف یک ماه چه بد اجرا کردید!

 

آقای مهندس!

از شما سپاسگزارم!

 

"ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند"

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 10:20  توسط سجاد نوروزیان  | 

در مورد اغتشاش و سلب آسایش عمومی و حرکت‌های جناب میرحسین موسوی در عدم تمکین رأی ملت و اعتراض‌های خیابانی دو فرضیه مطرح است:

۱- به دلیل سخنان احمدی‌نژاد در مناظره‌های انتخاباتی، هاشمی رفسنجانی کوتاه نخواهد آمد. از سوی دیگر موسوی در صدد انتقام بیست سال سکوت خود در مقابله با رهبری با تمام توان به دعوت مردم برای اعتراض‌های خیابانی اقدام نموده است و موضوع تجمع‌های خیابانی از اختیار حکومت خارج شده است. (به قول صدای آمریکا: شیشه‌ی عمر جمهوری اسلامی از دست آیت‌اله خامنه‌ای افتاده است و کی به زمین خواهد خورد و شکسته خواهد شد، مشخص نیست!)

2- همه‌ی جریان تجمعات خیابانی و اغتشاش‌ها بطور کامل در رصد حکومت قرار دارد و  همه‌ی این موضوعات مقدمه‌ای برای پالایش اساسی مدیران نظام جمهوری اسلامی می‌باشد.

 

باید منتظر بود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 21:59  توسط سجاد نوروزیان  | 


ما منتظریم ماه محرم گردد
هنگامه‌ی امتحان فراهم گردد
ما دانیم و تیغ و حلقوم شما
یک مو ز سر علی اگر کم گردد

 

جمعه - دانشگاه تهران 
اعلام حمایت از مواضع رهبری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 21:4  توسط سجاد نوروزیان  | 

از این فلات سربلند
مردی حماسه آفرین
با پرچم سپید و صلح
می‌گوید از این سرزمین

می‌گوید از ایران ما
مرز شعور و اعتقاد
می‌گوید از نور امید
همبستگی و اتحاد

مردی از نسل دلیران
از تبار پاک ایران
ساده می‌گوید به تکرار
"فتح فردا" باورمان

می‌شود ما می‌توانیم
می‌شود پس می‌توانیم
وقت تکرار حماسه است
همدلی از سر بگیریم

ای یادگار آرش
ای از تبار فرهاد
در امتداد خورشید
نام تو ماندنی باد

از اتحاد مردم
وقت هجوم بیداد
در جنگ نابرابر
دشمن به لرزه افتاد
ایثار هر شهیدت
هرگز نرفته از یاد

نقش تمدن توست
میراث تخت جمشید
آینه‌دار فرهنگ
ای سرزمین جاوید
ای شیر آسیایی
ایران سرای امید

دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 10:10  توسط سجاد نوروزیان  | 

گلچین فیلم مناظره‌ی دکتر احمدی‌نژاد و مهندس موسوی

هر دو لینک یک فایل است وصرفاً برای دانلود راحت و سریع در دوپایگاه قرار داده شده است. 

لینک1

لینک2

+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت 16:52  توسط سجاد نوروزیان  | 

همایش وبلاگ‌نویسان حامی احمدی‌نژاد - ۱۰/۳/۱۳۸۸

دانلود فایل سخنرانی دکتر حسن عباسی

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 9:5  توسط سجاد نوروزیان  | 

بازخوانی پرونده‌ی یک حکومت چهار سال و نه ماه و پنج روزه از دل تاریخ، در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری (لطفاً کسانی بخوانند که آزاداندیش هستند و می‌توانند قرائت به روز از اسلام داشته باشند.)

خلیفه‌ی سوم به قتل رسید. مردم خسته از "ظلم حکومتی" به "عدالت علی" ابراز علاقه کردند! علی خلیفه‌ی مسلمین شد! خلافتی که در منطق علی با عطسه‌ی بز قیاس گردید!

امثال طلحه و زبیر که در ابتدای راه همراه پیامبر بودند و در به ثمر نشستن انقلاب اعتقادی- اخلاقی پیامبر تلاش زیادی کرده‌ بودند، با القاب دهن‌پرکنی که یدک می‌کشیدند (سیف‌الاسلام زبیر و طلحه‌الخیر)، به باج‌خواهی حکومت عدالت آمدند! یکی بصره را می‌خواست و دیگری شهر دیگر!

عادت چندین ساله بود! هر کس به حکومت می‌رسید باید حق و حقوق آنان را می‌پرداخت! افتخار به چند ضربه‌ی شمشیر در ابتدای راه، موضوعی بود که هنوز بابت آن از حکومت باج می‌گرفتند!

فاصله‌ی طبقاتی زیاد شده بود! عده‌ی قلیلی ثروت جامعه را در اختیار داشتند! و جالب است که این عده با هم فامیل بودند!!!

اولین مبارزه‌ی علی با باج‌خواهان حکومت که انتظار پست و مقام داشتند رخ داد! همان‌ها که در هر جمله بارها و بارها دم از پیامبر و اسلام و قرآن می‌زدند، اما رفتارشان، گفتارشان را تأیید نمی‌کرد.

مبارزه‌ی دیگر با کاخ‌نشینان سبز بود! کاخ سبز معاویه! جناح اسلام اشرافی، همان ابتدا بدون ورود به عرصه‌ی رقابت باخت را پذیرفت و دو شکست سنگین از مالک‌اشتر خورد! مالک‌اشتر جنگ تمام عیار معاویه با علی را پیش‌بینی کرد!

معاویه که نگران از دست دادن حکومت شام بود، در نامه‌ای خطاب به علی نگرانی خود را از خطراتی که جامعه‌ی اسلامی را تهدید می‌کند، ابراز کرد و مدعی شد که علی در جنگ جمل (مبارزه با باج‌خواهان حکومت) به یاوران دیرین پیامبر توهین کرده و به اسلام هتک حرمت شده است!

رسانه‌ی سرمایه‌داری در اختیار معاویه بود! او با تطمیع منبرنشین‌ها، ناسزاگویی علیه علی را در ساختار تبلیغاتی، نهادینه کرد! در ناسزا گویی به علی "بی‌بند و باری" ترویج یافت! کار را به جایی رساند که حتی کسی جرأت حمایت لفظی از حکومت علی را نداشت! (حتی گروهی پس از شنیدن خبر شهادت علی در مسجد، گفتند مگر علی نماز هم می‌خوانده؟!)

از زاویه‌ی دیگر خرمقدس‌هایی مدعی حکومت علی شدند که پیشانی‌هایشان از شدت سجده بر درگاه خداوندی، پینه بسته بود! مبارزه‌ی سوم علی با خرمقدس‌ها بود! همان‌ها که خودشان مرتکب اشتباه حکمیت شده بودند و خواهان توبه‌ی علی به زور شمشیر بودند!

وجه تشابه این سه گروه که هر کدام به نحوی از سوی معاویه پشتیبانی می‌شدند، فقط یک چیز بود! عدالت علی، دوران خوش آنان را پایان داده بود! آنانی که هر کدام به نحوی از حکومت اسلامی بهره‌مند بودند، با آمدن علی راه‌های استفاده از بیت‌المال را مسدود شده می‌دیدند و به ناچار به بهانه‌های مختلف به مبارزه با علی پرداختند!

و هدف آن‌ها از مبارزه و دشمنی با علی، فقط یک چیز بود: حکومت اسلامی در اختیار هر کس باشد، فقط در دستان علی نباشد!

دکتر شریعتی در یکی از آثارش اشاره به موضوع جالبی دارد! مضمون سخنش در کتاب "چه باید کرد؟" این است:

"اگر شیعه امروز ببیند در جامعه از کسانی که علی در آن روزگار ضربه می‌خورد، می‌جنگید و مقابله می‌کرد ، سر سازش دارد باید در شیعه بودنش شک کند!"

عدالت راه سختی است! اما در این راه سختی که انتخاب کردی، بر عهدی که با مردم بستی وفادار باش! همانگونه که به لطف خداوند تا امروز ثابت قدم بوده‌ای!

بگذار باج‌خواهان حکومت، کاخ‌سبز نشینان و خرمقدس‌ها به فحاشی‌ها، هذیان‌گویی‌ها و بی‌حرمتی‌ها ادامه دهند! زمان می‌گذرد، می‌دانیم که لکه‌ی ننگ از دامان کسانی که این ادعاها را باور کردند، هرگز پاک نخواهد شد!! چه از روی خباثت چه از روی جهالت!

همین است که صدای آزاد اندیشان ایران در گوش تاریخ اینگونه پیچید: ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند!

و خداوند بزرگ وعده داده: ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 0:11  توسط سجاد نوروزیان  | 

در پی توزیع تعدادی سیب‌زمینی در کشور، احزاب، گروه‌ها، شخصیت‌های برجسته‌ی کشوری و لشگری، نامزدهای انتخابات و همه‌ی کسانی که به نحوی برای بیان کردن نظرات خود، تریبونی در اختیار دارند، به اظهار نظر پرداختند:

1-  برخی از مدرسین حوزه و چند نفر از طلاب ضمن تعطیلی کلاس‌های درس، با انتشار بیانیه‌ای محکوم کردند: احمدی‌نژاد باید توضیح بدهد که چرا این مخلوقات خدا به صورت رایگان در کشور توزیع شده‌است؟!

2- روزنامه‌های اصلاح‌طلب "بدون هماهنگی" تیتر زدند: نگرانی از وضع خطرناک سیب‌زمینی در کشور!!

3- روزنامه‌های اصولگرا هم "بدون هماهنگی" گفتند: دسته گل جدید مشایی!!

4- کارگزارن از قول یکی از شخصیت‌های برجسته نوشت: فاجعه‌ی کشاورزی در حوزه‌ی سیب‌زمینی و انحراف 120 درصدی دولت نهم از برنامه‌ی توسعه‌ی سیب‌زمینی!!

5- جناب نخست وزیر پس از بیست سال سکوت، ضمن رونمایی از آخرین تابلوی خود با عنوان "سیب‌زمینی تنها" اعلام کرد: با توزیع کوپنی سیب‌زمینی می‌توانستیم به سیب‌زمینی‌ها اهمیت بیشتری بدهیم!!

6- اعتماد ملی از قول "شیخ اصلاحات" نوشت: حتی اگر شورای حکمیت هم اجازه ندهد، شخصاً در انتخابات شرکت خواهم کرد چرا که برای توزیع مناسب سیب‌زمینی برنامه‌های مدونی دارم!

7- حیات‌نو از قول "دکتر" تیتر زد: فقط در کشاورزی آزاد که همه چیز آزاد است، این اتفاق‌ها نمی‌افتد! همه‌ی این‌ها ناشی از رویکرد فاشیسمی دولت نهم است که به خاطر حضور چماق به دست‌ها در دولت احمدی‌نژاد رخ می‌دهد! (به همراه لینک دانلود صدای کف و سوت!!)

8- تعدادی از اقتصاددانان، در نامه‌ای سرگشاده پرده از حقایق سیب‌زمینی در زمان دولت نهم برداشتند!

9- فراکسیون اقلیت مجلس با همراهی تعدادی از اعضای فراکسیون اکثریت این مسأله را توهین به ملت شریف ایران دانسته و خواستار استیضاح وزیر کشور، وزیر کشاورزی، وزیر نیرو، وزیر بهداشت، وزیر راه و وزیر رفاه شدند!

10- تعدادی از افراد گمنام، بدون نام و نشان(!)، در وبلاگ‌های پربیننده مردم را از این فاجعه‌ی بزرگ آگاه نموده و همه را دعوت به مبارزه علیه رژیم دیکتاتور کردند!

11- تلویزیون‌های اون ور آبی با به تصویر کشیدن انواع و اقسام صحنه‌های رقت‌بار پختن و سرخ‌کردن سیب‌زمینی به همراه شماره حساب شبکه‌ی خود، سعی کردند در راستای اهداف بشردوستانه به ایران کمک کنند!!

12- سازمان دیده‌بان حقوق بشر اروپا، به سرعت این خبر را منتشر کرد و ضمن اعلام این مطلب که از ابتدای انقلاب ایران تا امروز (حدود سی سال) حقوق سیب‌زمینیها به رسمیت شناخته نشده است، از برنده‌ی جایزه نوبل ‌خواست تا پیگیر موضوع شود!

13- جمعیت دفاع از تساوی حقوق زنان در بیانیه‌ی خود تشریح کرد: چرا در توزیع سیب‌زمینی، حقوق سیب‌زمینی‌های نر و ماده رعایت نشده است؟! و دولت احمدی‌نژاد را مسؤول این عدم تساوی می‌دانست.

14- سایت "تابنده" که متعلق به اقای "دکتر" است، نوشت که احمدی‌نژاد با تصور مدیریت شهرداری رئیس جمهور شده است و توان کنترل سیب‌زمینی‌‌ها را ندارد! مضافاً بر اینکه در زمان جنگ، شخص آقای "دکتر" که البته قبلاً "فرمانده" بودند مدیریت سیب‌زمینی‌های ایران را به عهده داشته و در این زمینه کارنامه‌ی موفقی داشته است! (مثل واردات "س" و"م")

15- دیگری به نقل از نفر اول تیم مذاکره‌ی هسته‌ای ایران در دولت هشتم، توزیع میلیون‌ها سیب‌زمینی بزرگ و کوچک در لبنان و فلسطین را به ضرر پرونده‌ی هسته‌ای دانست و اضافه کرد: باز هم سیاست‌های غلط احمدی‌نژاد باعث تحریم سیب‌زمینی‌های ایرانی شد!

16- روزنامه‌ی اعتماد این حادثه را پیش درآمد از بین رفتن کشاورزی براثر سوء مدیریت در مسائل کشاورزی و انرژی دانست!

17- شهروند امروز آن را سکولار نمودن جامعه توسط شخص احمدی‌نژاد پنداشت!

18- تعدادی از افراد از همه جا بی‌خبر در میدان هفت تیر جمع شدند و برای حمایت از سیب‌زمینی شعار دادند!

19- یکی از شخصیت‌های بزرگ با اشاره به فواید سیب‌زمینی و اینکه سیب‌زمینی حقیقتاً غذای خوبی است، دولت نهم را به خاطر زیرسوال بردن ارزش سیب‌زمینی در مقابل کباب به باد انتقاد گرفت!!

20- دکتر "مخالفی" نماینده مردم تهران در مجلس در نامه‌ای سرگشاده به احمدی‌نژاد نوشت: "من در هر صورت با سیب‌زمینی یا بی‌سیب‌زمینی مخالفم!"

21- سردار شهردار خلبان "دکتر" در افتتاح یکی از بزرگ‌راه‌های تهران به خبرنگاران گفت: اساساً مونوریل به درد ایران نمی‌خورد و سیب‌زمینی‌های توزیع شده کاملاً صحت این کار کارشناسی را تأیید می‌کنند!!

22- سرپرست حجاج ایرانی، ضمن انتقاد از عملکرد دولت در شکسته‌شدن قدرت اقتصادی معبد آمون در شهرری و ابلاغ نفرین خدایگان، از رئیس سازمان میراث فرهنگی خواست تا از سیب‌زمینی‌ها در انتصاب مسوولین مربوطه استفاده کند!!

23- ...

و مردم در این ماجرا فقط نظاره‌گر حقیقت و واقعیت بودند!

سربلند باشید!

 


اندازه‌ی واقعی

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 0:37  توسط سجاد نوروزیان  | 

با توجه به تصویر کدام گزینه صحیح است؟

۱- وب‌سایت شخصی را باید جوری نوشت که همه راضی باشند و کسی دلگیر نشود!
۲- برج میلاد از املاک شخصی است، نه پروژه ملی!!
۳- مونوریل (بخوانید احمدی‌نژاد) به هیچ وجه به درد تهران نمی‌خورد!
۴- عرصه‌ی ریاست جمهوری فضای بهتری برای خدمتگزاری است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 7:44  توسط سجاد نوروزیان  | 

اگر عکس پنج تا ماهی کیلکا که لب ساحل مرده بودند در ایران پخش می‌شد، چه اتفاقی در ایران می‌افتاد؟!

1-  برخی از مراجع و چند نفر از طلاب محکومش می‌کردند و می‌گفتند: احمدی‌نژاد باید توضیح بدهد که چرا این مخلوقات خدا بی‌رحمانه تلف شده‌اند!!

2- روزنامه‌های اصلاح‌طلب "بدون هماهنگی" تیتر می‌زدند: نگرانی از وضع خطرناک کشور!!
روزنامه‌های اصولگرا هم "بدون هماهنگی" می‌گفتند: دسته گل جدید مشایی!!

3- کارگزارن از قول یکی از شخصیت‌های برجسته می‌نوشت: فاجعه‌ی زیست محیطی و انحراف 120 درصدی دولت نهم از برنامه‌ی توسعه!

4- اعتماد ملی از قول "شیخ اصلاحات" می‌نوشت: حتی اگر شورای حکمیت هم اجازه ندهد، شخصا در انتخابات شرکت می‌کند چرا که امام بارها و بارها به ایشان گفته بوده که چشم امید محیط زیست به آقای شیخ است!!

5- حیات‌نو از قول "دکتر" تیتر می‌زد: فقط در آب‌های آزاد که همه چیز آزاد است، این اتفاق‌ها نمی‌افتد! همه‌ی این‌ها ناشی از رویکرد فاشیسمی دولت نهم است که به خاطر حضور چماق به دست‌ها در دولت احمدی‌نژاد رخ می‌دهد! (به همراه لینک دانلود صدای کف و سوت!!)

6- تعدادی از اقتصاددانان، در نامه‌ای سرگشاده پرده از حقایق دریاها در زمان دولت نهم بر می‌داشتند!

7- فراکسیون اقلیت مجلس با همراهی تعدادی از اعضای فراکسیون اکثریت این مسأله را توهین به ملت شریف ایران دانسته و خواستار استیضاح وزیر کشور، وزیر کشاورزی، وزیر نیرو، وزیر بهداشت، وزیر راه و وزیر رفاه می‌شدند!

8- تعدادی از افراد گمنام، بدون نام و نشان(!)، در وبلاگ‌های پربیننده مردم را از این فاجعه‌ی بزرگ آگاه نموده و همه را دعوت به مبارزه علیه رژیم دیکتاتور می‌کردند!

9- تلویزیون‌های اون ور آبی با به تصویر کشیدن انواع و اقسام صحنه‌های رقت‌بار به همراه شماره حساب شبکه‌ی خود، سعی می‌کردند در راستای اهداف بشردوستانه به ایران کمک کنند!!

10- سازمان دیده‌بان حقوق بشر اروپا، به سرعت این خبر را منتشر می‌کرد و ضمن اعلام این مطلب که از ابتدای انقلاب ایران تا امروز (حدود سی سال) حقوق موجودات دریا به رسمیت شناخته نمی‌شود، از برنده‌ی جایزه نوبل می‌خواست تا پیگیر موضوع شود!

11- جمعیت دفاع از تساوی حقوق زنان در بیانیه‌ی خود تشریح می‌کرد: چرا در این عکس تعداد ماهی‌های نر و ماده مساوی نیست؟! و دولت احمدی‌نژاد را مسؤول این عدم تساوی می‌دانست. چرا که اگر درست مدیریت می‌شد، بجای پنج ماهی، تعداد چهار یا شش ماهی در ساحل می‌مردند که تعداد نرها با ماده‌ها مساوی باشد!!

12- سایت "تابنده" که متعلق به اقای "دکتر" است، می‌نوشت که احمدی‌نژاد با تصور مدیریت شهرداری رئیس جمهور شده است و توان کنترل ماهی‌های دریا را ندارد! مضافاً بر اینکه در زمان جنگ، شخص آقای "دکتر" که البته قبلاً "فرمانده" بودند مدیریت ماهی‌های همه‌ی رودخانه‌های ایران را به عهده داشته و در این زمینه کارنامه‌ی موفقی داشته است! (مثل واردات "س")

13- دیگری به نقل از نفر اول تیم مذاکره‌ی هسته‌ای ایران در دولت هشتم، کشته شدن میلیون‌ها ماهی بزرگ و کوچک در دریای خزر و خلیج‌فارس می‌نوشت و می‌گفت: باز هم سیاست‌های غلط احمدی‌نژاد باعث تحریم ماهی‌های ایرانی شد!

14- روزنامه‌ی اعتماد این حادثه را پیش درآمد کشته شدن هزاران انسان بی‌گناه براثر سوء مدیریت در مسائل کشاورزی و انرژی می‌دانست!

15- شهروند امروز آن را سکولار نمودن جامعه توسط شخص احمدی‌نژاد می‌پنداشت!

16- تعدادی از افراد از همه جا بی‌خبر در میدان هفت تیر جمع می‌شدند و برای حمایت از ماهی‌های دریا شعار می‌دادند!

17- یکی از شخصیت‌های بزرگ با اشاره به فواید ماهی و اینکه حقیقتاً ماهی موجود خوبی است، دولت نهم را به خاطر زیرسوال بردن ارزش ماهی‌های عصر یخبندان به باد انتقاد می‌گرفت!

18- دکتر "مخالفی" نماینده مردم تهران در مجلس در نامه‌ای سرگشاده به احمدی‌نژاد می‌نوشت: "من در هر صورت مخالفم!"

19- سردار شهردار خلبان "دکتر" در افتتاح یکی از بزرگ‌راه‌های تهران به خبرنگاران می‌گفت: اساساً مونوریل به درد ایران نمی‌خورد و ماهی‌های کیلکا وقتی خبر منتفی شدن این پروژه را شنیدند، از خوشحالی سکته کردند!!

20- باز هم هست که بعداً اضافه می‌کنم!

و مردم در این ماجرا فقط نظاره‌گر حقیقت و واقعیت بودند!

سربلند باشید!

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آذر1387ساعت 12:10  توسط سجاد نوروزیان  | 

خلیفه‌ی سوم به قتل رسید. مردم خسته از "ظلم حکومتی" به "عدالت علی" ابراز علاقه کردند! علی خلیفه‌ی مسلمین شد! خلافتی که در منطق علی با عطسه‌ی بز قیاس گردید!

امثال طلحه و زبیر که در ابتدای راه، همراه پیامبر بودند و القاب دهن‌پرکنی داشتند (سیف‌الاسلام زبیر و طلحه‌الخیر)، به باج‌خواهی حکومت علی آمدند! یکی بصره را می‌خواست و دیگری شهر دیگر!

عادت شده بود! هر کس به خلافت می‌رسید باید حق و حقوق آنان را می‌پرداخت! افتخار به چند ضربه‌ی شمشیر در ابتدای راه، موضوعی بود که هنوز بابت آن از حکومت باج می‌گرفتند!

فاصله‌ی طبقاتی زیاد شده بود! عده‌ی قلیلی ثروت جامعه را در اختیار داشتند! و جالب است که این عده با هم فامیل بودند!!!

اولین جنگ علی با باج‌خواهان حکومت که انتظار پست و مقام داشتند رخ داد! جنگ اول در راه عدالت مبارزه با اسلام اشرافی و سرمایه‌داری بود! همان‌ها که دم از اسلام و قرآن و پیامبر می‌زدند.

بهانه‌ی این گروه برای جنگ، خونخواهی خلیفه‌ی سوم بود!

از سوی دیگر معاویه که از بنی‌امیه بود، همان ابتدا دو شکست سنگین از مالک‌اشتر خورد! مالک‌اشتر جنگ تمام عیار معاویه با علی را پیش‌بینی کرد!

معاویه که نگران از دست دادن حکومت شام بود، در نامه‌ای خطاب به علی ادعای خونخواهی خلیفه‌ی سوم را مطرح کرد! و مدعی شد که علی در جنگ جمل (مبارزه با اسلام اشرافی) تعدادی از مهاجرین و انصار نامدار پیامبر را کشته است و به اسلام هتک حرمت شده است!!

رسانه‌ی سرمایه‌داری در اختیار معاویه بود! او با تطمیع منبرنشین‌ها، ناسزاگویی علیه علی را در ساختار تبلیغاتی، نهادینه کرد! در ناسزا گویی به علی "بی‌بند و باری" ترویج یافت! (تاجایی که گروهی پس از شنیدن خبر شهادت علی در مسجد، گفتند مگر علی نماز هم می‌خوانده؟!)

جنگ اتفاق افتاد! در حالی که چند ضربه‌ی شمشیر تا محو فتنه فاصله بود، ماجرا به حکمیت کشیده شد. آنان که علی را مجبور به پذیرش حکمیت کردند، در حکمیت شکست خوردند!

اینبار خرمقدس‌هایی مدعی علی شدند که پیشانی‌هایشان از شدت سجده بر درگاه خداوندی، پینه بسته بود!

جنگ سوم علی با خرمقدس‌ها بود!

وجه تشابه این سه گروه فقط یک چیز بود! عدالت علی، دوران خوش آنان را پایان داده بود! آنانی که هر کدام به نحوی از حکومت اسلامی بهره‌مند بودند، با آمدن علی راه‌های استفاده از بیت‌المال را مسدود شده می‌دیدند و به ناچار به بهانه‌های مختلف به مبارزه با علی پرداختند!

چقدر شباهت دارد این اوضاع به دوران ما!

آنان که در ابتدا همراه انقلاب بودند و القاب دهن‌پرکن یدک می‌کشیدند، چون در دولت نهم به نوایی نرسیدند و حق و حقوقشان محفوظ نماند، از همان روز اول شروع کردند به جنگ!

گروه دوم که نگران وضع موجود خودش بود، با تبلیغات رسانه‌ای، اینقدر فحش و ناسزا گفتند که رهبری آن را به "بی‌بند و باری" تعبیر کرد!

بهانه‌ای که در آن زمان خونخواهی خلیفه‌ی سوم نامیده می‌شد، اینبار یک بهانه نبود! هر اتفاق در دولت نهم، یک بهانه بود برای فحاشی و عقده‌گشایی آقایان!

گروه سوم هم خرمقدس‌هایی که معلوم نیست چه می‌خواهند و چه می‌گویند! یک روز به نعل، یک روز به میخ!

دکتر شریعتی در یکی از آثارش اشاره به موضوع جالبی دارد! مضمون سخنش در کتاب "چه باید کرد؟" این است:

"اگر شیعه امروز ببیند در جامعه از کسانی که علی در آن روزگار ضربه می‌خورد ، می‌جنگید و مقابله می‌کرد ، سر سازش دارد باید در شیعه بودنش شک کند!"

طبق این گفته‌ی دکتر شریعتی که واقعاً نکته‌ی ظریفی است و بر اساس افزایش روزافزون هجمه‌ی ناسزاگویی‌ها و فحاشی‌ها علیه دولت نهم از تیر84 تا همین امروز، می‌توان نتیجه گرفت:

عدالت راه سختی است! اما آقای رئیس جمهور، در این راه سختی که انتخاب کردی، بر عهدی که با مردم بستی وفادار باش! همانگونه که به لطف خداوند تا امروز ثابت قدم بوده‌ای!

ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت 18:24  توسط سجاد نوروزیان  | 

در قبایل عرب همواره جنگ بود،

اما مکه "زمین حرام" بود و رجب، ذی‌القعده، ذی‌الحجه و محرم، "زمان حرام".

یعنی که در آن جنگ حرام است و دو قبیله که با هم می‌جنگیدند، تا وارد محرم می‌شدند، جنگ را موقتا تعطیل می‌کردند.

اما برای آنکه اعلام کنند که در حال جنگ هستند  این آرامش از سازش نیست، ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، سنت بود که بر خیمه‌ی فرمانده‌ی قبیله، پرچم سرخی بر می‌افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم، همه بدانند که "جنگ پایان نیافته است"

آن‌ها که به کربلا می‌روند، تصور می‌کنند که جنگ با یزید پایان یافته و بر صحنه‌ی جنگ، آرامش مرگ سایه افکنده است!

اما می‌بینند که بر آرامگاه "حسین" پرچم سرخی در اهتزاز است!

بگذار این "سال‌های حرام" بگذرد!
+ نوشته شده در  جمعه 3 آبان1387ساعت 13:23  توسط سجاد نوروزیان  | 

چند ماه پيش بود كه اعتراض بعضي حضرات به توهين به نوهي حضرت امام (ره) و واكنشهاي عجيب و غريب عدهاي به اين مسأله مورد توجه محافل سياسي قرار گرفت.

افراد خاص متعلق به جاهاي خاص! به بهانهي اعتراض به اهانت به نوهي امام (ره) طبق رويهي دو سه  سال اخير پيكان تهاجم خود را به سمت دولت به حق مظلوم گرفته و تا آن جا كه ميتوانستند به بهانهي دفاع از فرزند امام (ره) به دولت تاختند.

قطعا اهانت به هركس و هر مقامي به خصوص اگر سبيهي حضرت امام باشد مذموم و محكوم است، اما اعتراضات حضرات وقتي رنگ سياه نمايي به خود مي گيرد، كه در مواردي خودشان، نقش اهانت كننده  را بازي مي كنند؛ آنهم به مردمي كه نه تنها نوهي امام كه خود حضرتش هم همهي انقلاب را متعلق به مردم مي دانستند و مردم را ولي نعمت مسئولان مي ناميدند.

امامي كه ما او را بنيانگذار انقلاب عزيزمان ميدانيم مي فرمود: اين انقلاب متعلق به پابرهنگان و مستضعفان است. حال همين ها كه فرياد وا امامايشان گوش فلك را پر كرده است، رييس جمهور مردمي را پوپوليست مينامند! (مسئلهاي كه اخيرا در شيراز مورد انتقاد مقام معظم رهبري قرار گرفت).

از اين دردناكتر توهين همين افراد به مردم به طرق مختلف است. قبلا مردم را لشگر قابلمه به دست ميناميدند و امروز…. پا را فراتر گذاشته و مردم را به دلفينهاي گرسنه تشبيه ميكنند و در كاريكاتوري مردم را به روباه داستان زاغ و پنير مثال ميكنند.

و از همهي اين ها مضحكتر اينست كه اين اتفاقات در روزنامهي اعتماد ملي مي افتد!! روزنامهاي  كه گردانندگانش حنجرههاي خود را در راه ادعاي خط امام پاره ميكنند!!

كاش اين آقايان مختصات امام خود را ميگفتند تا شايد سوءتفاهمات برطرف شود و ما هم متوجه شويم آقايان پيرو كدام امام هستند!! راستي، كسي نيست براي اعتراض به توهين به مردم (كه در انديشه حضرت روح الله قطعا جايگاهي بالاتر از نوي ايشان دارند) سكته كند و بميرد و يا در خطبههاي نماز اشك بريزد؟؟!!

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 15:3  توسط سجاد نوروزیان  | 

من که رأی ندادم! تو رأی دادی؟!

 

- "هر كسى را كه دشمن ما ميخواهد كه او برود در دستگاه حاكميت كشور و قانونگذارى  كشور به او رأی ندادم!

- "مرزها را بايد روشن كرد"، به آن‌ها که مرزشان روشن نیست، رأی ندادم!

- "بعضى، از دشمن رودربايستى دارند"، به ترسوها رأی ندادم!

- "بعضى، ملاحظه‏ى دشمن را ميكنند"، به محافظه‌کارها رأی ندادم!

- "آن كسانى كه مرزشان با دشمن و دست‏نشاندگان دشمن مرز كمرنگى است، اينها براى ورود به مجلس اصلح نيستند"، به آن‌ها هم رأی ندادم!

 

اما...

- "كسانى بايد باشند كه مرز روشنى با دشمن داشته باشند"، به آن‌ها رأی دادم!

- "معتقد به عدالت اجتماعى، استقرار عدالت در سرتاسر كشور" باشند، به آن‌ها رأی دادم!

- "متنفر از فساد در هر بخشى و در هر طبقه‏اى از طبقات مسئولين" باشند، به آن‌ها رأی دادم!

- "معتقد به عزت جمهورى اسلامى" باشند، به آن‌ها رأی دادم!

- "هر كسى را كه دشمن ما، دشمن ايران، ميخواهد كه او بر سر كار نباشد، در مجلس نباشد"، به او رأی دادم!

 

تو به کی رأی دادی؟!؟

 

و اینک برای اینکه همه جهان بشنود، با صدای بلند فریاد خواهم زد:

ما وارث کوروش، فرزند جمشیدیم!

پیروز بی برده، بت نپرستیدیم!

ما ریشهای دیرین در عشق و خون داریم

ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم!

 


* جملات داخل " " که پررنگ نوشته شده، عیناً از بیانات مقام رهبری که در تاریخ 22 اسفند86 سخنرانی نمودند، استخراج گردیده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 16:0  توسط سجاد نوروزیان  | 

انتخابات مجلس هشتم از راه رسید!

اهمیت انتخابات از زوایای مختلف قابل بررسی است!

 

از نگاه داخلی:

- تعیین ترکیب چهار ساله مجلس شورای اسلامی

- بازتاب عملکرد گروههای سیاسی با سلیقههای مختلف

- سرعت تندشونده یا کندشونده در روند اجرایی برخی امور

- و ...

 

و اما مهمتر، از نگاه خارجی:

          - اقتدار و صلابت بیشتر کشور ایران

          - تغییر موازنههای قدرت در منطقه و فرامنطقه

          - اعلام عدم بیتفاوتی مردم نسبت به امور کشور

          - امید و انگیزهی دیگر ملل برای تأسی به جهتگیریهای ملت ایران

          - ادامهی روند حرکت به سمت پیشرفت و رفاه عمومی

          - و ...

 

 

و حضور در انتخابات  خارج از دو حالت نیست!

- رأی میدهم!

- رأی نمیدهم!

 

رفتار گروه اول، محل بحث نیست چرا که با هر انگیزهای که در انتخابات شرکت کند، حتی با رأی سفید، حضورش را ثبت کرده!

(هر چند که میدانیم، معنی این حضور رضایت کامل از سیستم اجرایی کشور نیست و انتقادها برای بهتر شدن کشور همچنان ادامه دارد!)

 

و اما رفتار گروه دوم!

عدم حضور، هر دلیلی که داشته باشد، باید توجه داشت:

- با هر دین، تفکر و سلیقه این حضور، سند ایرانی بودن هر فرد است!

- نگاه دشمن، به این حضور است. ایرانی با دشمن ایران همدست نمیشود!

- ایرانی بودن، افتخار کوچکی نیست که بتوان به راحتی خدشهدارش کرد!

- قیمت پیاز و سیبزمینی و اجاره بهای مسکن بالا رفته، اما شرف و غیرت ایرانی، خیلی گرانمایهتر از این تورمهاست!

- با همهی انتقادها و نارضایتیها، برای حل مشکلات باید باهم باشیم!

- هیچکس بیشتر از ایرانی، دلش برای ایران نمیسوزد!

- حتی اگر معتقد باشیم، نمایندگان از پیش تعیین شده هستند –که نیستند- باز برای کوری چشم دشمن باید حضور داشته باشیم!

- اگر نمیشناسیم، از آنها که میشناسند میپرسیم! و اگر مطمئن نشدیم، فقط حضور پیدا میکنیم!

 

یادمان باشد:

امروز مردم ایران، امضاکنندگان ترکمنچایها را از ملیت ایران حذف کردهاند! حتی اگر شاهزاده و وزیر و وکیل بودند!

آیا گذشتگان و آیندگان ایران زمین، به ما افتخار خواهند کرد یا بر بیتفاوتیمان سر حسرت تکان خواهند داد؟!؟

 

انتخاب با خود ماست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 17:0  توسط سجاد نوروزیان  | 

رسانهی ملی ایران، مثل گذشته با پخش برنامهها و گزارشهای انتخاباتی مردم را برای شرکت در این رویداد ملی ترغیب میکند!

شبکههای لسآنجلسی نیز، مثل گذشته تلاش در دلسردی مردم برای حضور در انتخابات دارند.

شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامهی سیاسی دیگری بر ضد دولت ایران تصویب میکند تا شاید در انتخابات تأثیر گذارد!

شهرهای ایران پر شده از نامهای کوچک و بزرگی است که برای ورود به مجلس هشتم تلاش میکنند!

همه در تلاش...

همه در تکاپو...

 

وزیر کشور مصاحبه میکند!

کاخ سفید بیانیه میدهد!

"رایس" به فلسطین میرود، اما از انتخابات ایران میگوید!

اسرائیل جعلی از قطعنامه خوشحال میشود!

دبیر کل سازمان ملل، در برابر قطعنامه سکوت میکند!

بیست و سی، گزارش انتخاباتی پخش میکند!

ایران آزاد، انتخابات را تحریم میکند!

گفتگوی ویژهی خبری، نشست انتخاباتی میگذارد!

صدای آمریکا، پیشبینی عدم حضور مردم را در بوق میکند!

سایتها تحلیل میکنند!

یکی از نظرسنجیها میگوید، اصلاحطلبان رأی میآورند!

یکی دیگر از نظرسنجیها نشان میدهد انتخابات رونقی ندارد!

شیخ مهدی کروبی مصاحبه میکند!

ائتلاف اصلاحطلبان تکذیب میکند!

جبهه ی اصولگرایان بیانیه میدهد!

 

هر کس به طریقی!

هر طریقی برای رسیدن به مقصدی!

همه در تلاش...

 

اما...

اما تعجب و تأسف از آنهایی است که نام خود را ایرانی نهادهاند و بیتفاوتاند!!

گویی در کشورشان هیچ خبری نیست!

و چه خندهآورند...

چه خندهآورند که بیش از همه، همین بیتفاوتها مدعیاند!!

 

تاریخ قضاوت خواهد کرد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 15:59  توسط سجاد نوروزیان  | 

روزگار عجيبي است. سرو صداي مدعيان پيروي از خط امام و فرياد «وا اماما»ی ايشان چند هفته‌اي است كه گوش فلك را پر كرده است. واقعاً شرايط منحصر به فردي است. منحصر به فرد در روزگار ما، اما بسيار مشابه حوادث دوران پيامبر عظيم‌الشانمان حضرت محمد (ص).

تشخيص اينكه در اين معركه كدام طرف واقعاً پيرو امام(ره) و دنباله‌روي آرمانهاي خميني كبير است كار آساني نيست؛ البته اگر همه را پلوراتيمه خط امامي ندانيم!!!

 

مورد اين نوشتار مسئله توهين به نوه‌ي حضرت امام (ره) - كه قطعا امري محكوم و مذموم است - نیست، هرچند كه اين روزها مورد قلم‌فرسايي افراد مختلف بوده و به گونه‌اي غير عادي مورد توجه جناح‌هاي گوناگون قرار گرفته است.

 

مسئله مورد بحث چيستي آرمانهاي امام (ره) و تشخيص «يادگار امام(ره)» و واكنش بعضي جريانات است. اينكه يادگار امام(ره) «چيست» يا «كيست»؟ و خط امام(ره) كدام خط است و پيروي از خط امام(ره) چگونه است؟

 

بي شك حضرت امام خميني(ره) حقي غير قابل انكار بر گردن نه تنها همه‌ي ما ايرانيان، بلكه همه‌ي مسلمانان و حتي جهانيان دارند و احترام ايشان براي تمامي سياسيون داخلي و خارجي واجب و پذيرفته شده است. مقبوليت و محبوبيت ايشان به خصوص در ميان مردم غير قابل خدشه است و در طول سالهاي بعد از انقلاب حتي دشمنان قسم خورده‌ي اين ملت نيز جرأت اهانت به ايشان را نداشتند. اما سالها است عده‌اي دشمن آگاه و دوست جاهل در تلاشند تا از اين محبوبيت الهي نزد مردم سوء استفاده كنند و با مصادره  ايشان به نفع خود و گروه و جريان مطبوعشان از اعتقاد مردم سوء استفاده كنند.

 

چند هفته‌ايست كه موج سواري اين جريانات افزايش عجيبي پيدا كرده و افرادي به نام حمايت از امام(ره) در راستاي محكوميت و تقبيح توهين به نوه‌ي ايشان سينه‌هاي خود را چاك مي‌دهند. آيا اين افراد، همين قدركه به توهين به "شخص" نوه‌ي امام (ره) حساسيت نشان داده‌اند و فرياد «وا اماما» سر داده‌اند، به آرمانهاي او توجه كرده‌اند و مي‌كنند؟

آن زمان كه عده اي از همين اصلاح طلب ها نه فقط به حضرت امام(ره) بلكه به وقيحانه ترين شكل به ائمه اطهار عليهم السلام توهين مي كردند، اين جماعت كجا بودند؟

آن زمان كه متفكرين اين جبهه، شهادت امام حسين علیه السلام را نتيجه خشونت پدرش در بدر ناميدند و حضرت امام خمینی(ره) را شايسته رفتن به موزه تاريخ ناميدند، صداي حضرات در نمي آمد؟

اين خط امامي كه جمعي مدام دم از آن مي‌زنند كدام خط است؟

اگر كسي خارج از مرزهاي اعتقادي حضرت امام (ره) خلاف جهت ايشان حركت كند، حرفي نيست، اما چگونه مي‌توان مدعي خط امام (ره) بود و همگام با مخالفان امام(ره) قدم برداشت؟

جمهوري اسلامي كه ده‌ها هزار شهيد جان خود را براي حصول و تثبيتش نثار كردند مهم تر و با ارزش‌تر است يا نوه‌ي حضرت امام(ره)؟

اين آقاياني كه اين روزها اين گونه حنجره‌هاي خود را براي حمايت از شخص نوه‌ي امام (ره) پاره مي‌كنند و ديدگان خود را اشكين مي‌نمايانند، چگونه در مقابل توهين به بنيانگزار اين انقلاب سكوت پيشه كرده و مي كنند؟

چگونه در مقابل توهين به رئيس جمهوري اسلامي ايران نه تنها سكوت مي‌كنند، بلكه خود بعضاً هم ركاب دشمن به استهزاي ايشان مي‌پردازند؟

باز هم تأكيد مي‌كنم روي سخن با امريكا و انگليس و اسراييل نيست. خير! همين آقايان مدعي خط امام(ره) را مي‌گويم. آيا براي امام «جمهوري اسلامي» مهمتر بود يا شخص «نوه‌اش»؟

قصد نگارنده در مقابل قرار دادن نوه‌ي حضرت امام(ره) با رياست محترم جمهوري يا جمهوري اسلامي نيست. بلكه مقصود بازشناسی رفتار و سیاست جمعی از حضرات و کینه توزیشان با راه حقیقی امام(ره) است. هيچ كس توهين را به هر كس كه مي‌خواهد باشد تصديق نمي‌كند، اما چطور اين جماعت در مقابل توهين‌ها و تهمت‌هاي ناجوانمردانه به رئيس جمهوري (اتكايم ‌روي شخصيت حقوقي رئيس جمهور است نه شخصيت حقیقي ايشان) روزه‌ي سكوت گرفته اند؟

خط «امامي» كه بزرگترين هدفش تشكيل جمهوري اسلامي و زنده نگهداشتن اسلام ناب محمدي بود، اين است كه توهين به يك شخص حقيقي را – هر چقدر هم محترم باشد – محكوم كند اما در مقابل توهين به شخص اول اجرايي جمهوري اسلامي سكوت؟!!

البته اظهر من‌الشمس است كه طرفداري ايشان از خط امام(ره) ملعبه‌اي بيش نيست. ملعبه‌اي براي بازي گرفتن احساسات پاك مردم و تحت فشار گذاشتن رئيس جمهور.

روي سخنم با شماست!

آيا آرمانهاي امام(ره) مقدس‌ترند يا فرزند امام(ره)؟ شمايي كه در مقابل توهين به نوه‌ي امام(ره) اين گونه برآشفته‌ايد، چگونه در مقابل توهين و به سخره گرفتن آرمانهاي بزرگ ايشان كه امروز ديگر محدود به مرزهاي جغرافيايي ايران نيست، صمم بكم بوديد؟

آيا همين امام(ره) نبود كه فرمود: «اسرائيل بايد از صحنه‌ي روزگار حذف شود؟»

آيا همين امام(ره) نبود كه فرمود: «وارثان واقعي اين انقلاب پابرهنگان و مستضعفين و كوخ‌نشينان هستند؟»

آيا همين امام(ره) نبود كه فرمود: «آمريكا هيچ غلطتي نمي‌تواند بكند؟»

آيا همين امام(ره) نبود كه درباره‌ي نهضت آزادي و قلم به دستان مزدور جيره خور امريكا هشدار مي‌داد؟

باز هم مي‌گويم، از مخالفان امام توقعي نيست به اين سخنان اعتقاد يا التزامي ‌داشته باشند، اما شما «مدعيان»!! خط امام(ره) چه؟! چگونه است كه وقتي رئيس جمهور فرمايش حضرت امام را در مورد حذف اسرائيل تكرار مي‌كند او را نادان خطاب مي‌كنيد، انقلاب را متعلق به همه مردم، بخصوص محرومان مي‌داند و وقت خود را وقف آنان در دورافتاده ترین نقاط ایران مي‌كند،‌ او را پوپوليست معرفي مي‌كنيد، وقتي مقابل آمريكا قاطعانه مي‌ايستد و قطعنامه‌هاي سازمان ملل را كاغذ پاره مي‌خواند و با حمایت مردم در مقابل باج خواهي ‌غرب ايستادگي مي‌كند، او را ماجراجو و ناآشنا به مسائل ديپلماتيك مي‌ناميد و هرگاه در باره نفوذي‌ها هشدار مي‌دهد او را به تخطئه كردن متهم مي‌كنيد؟!

واقعاً همچنين چيزي چگونه ممكن است؟ اين همه تناقض تا كجا؟ اگر اين اختلاف را بپذيريد، كه دنباله‌روي خط امام(ره) بودن را چه مي‌گوييد؟!

و اگر دنباله‌روي خط اماميد، پس اين عملكرد چيست؟! اصلا مگر امام عزيزمان(ره) نفرموده:«پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به مملكتان نرسد؟» پس چطور خود را پيرو خط امام(ره) مي دانيد، اما هرگز نامي از رهبر معظم انقلاب و پيروي از ايشان نمي آوريد؟

آيا اين امام (ره) نبود كه نسبت ‌به انجمن حجتیه هشدار مي‌داد و مردم را از خطر آنان آگاه مي‌كرد؟ حال چگونه بسياري از همين طرفداران تفكر حجتیه ای (جدايي دين از سياست) مورد حمايت خيلي از همين خط امامي‌ها هستند؟!

و جالب تر اینکه به علت نا آشنایی مردم با این تفکر خطرناک، این آقایان اصلاح طلب آقای احمدی نژاد را به پیروی از تفکر حجتیه ای متهم می کنند!!!!!!!!!! 

قلم شرم دارد.

جماعتي كه روزگاري زحمات زيادي براي اين انقلاب كشيده‌ و در ركاب امام حتي مي‌توان آنها را پایه گذاران ‌اين انقلاب ناميد، امروز عليرغم اين تناقضات در رفتار و گفتارشان، باز هم فقط خود را پيرو خط امام مي‌دانند و سايرين را نامحرم به امام و انقلاب. واقعاً دردآور است شخصی كه پیوسته خود را از ياران امام مي‌داند و آب هم به ياد امام (ره) مي‌خورد، چندي پیش در سخنراني با اشاره به رئيس جمهور گفته بود متأسفانه انقلاب به دست نامحرمان افتاده است! مگر همان عزيز سفر كرده نفرموده:«ميزان حال افراد است»؟

البته به نظر نمی رسد اين حضرات به اين فرمايش مبارك ذره‌اي اعتقاد داشته باشند، چرا كه تنها افتخارشان نه عملكرد كنونيشان، كه خاطرات چند ده سال پيششان با حضرت امام (ره) است.

 

دوستان!

همراهي امام در آن روزهاي پر التهاب جاي خود، اما امروز چه كاره‌ايد؟

 

با علي در بدر بودن شرط نيست

اي برادر نهروان در پیش روست

 

اگر از این مردم خجالت نمي‌كشيد_که ظاهرا نمی کشید، لااقل از امامي كه سنگش را به سينه مي‌زنيد شرم كنيد.

 آيا امروز همانگونه كه امام(ره) مي‌خواست خار چشم دشمنانيد و خواب را از چشم دشمنان ربوده‌ايد يا خداي ناكرده خواسته يا ناخواسته كه ان شاء ا... ناخواسته است آب در آسياب دشمن مي‌ ریزید و با اظهارات و عملكردتان دشمنان امام(ره) و انقلاب را اميدوار مي‌كنيد؟

شما را به روح روح ا... قسم به خودتان بياييد.

چرا فكر مي‌كنيد فقط شمائيد كه زماني محضر امام توفيق داشته‌ايد، پيرو خط اماميد؟ مگر تاريخ را نخوانده اید؟ آيا مالك اشتر رسول خدا(ص) را زيارت كرده بود؟ اما زمان علي عليه السلام، مالك محمدي‌تر بود يا زبير، همان سيف الاسلام زمان پيامبر(ص)؟! مگر همان زبيري كه پيامبر(ص)، آن زمان او را شمشير اسلام خواند و طلحه‌اي كه پيامبر طلحه الخير خواندش، روزي بر علي شمشير نكشيدند و مالك اشتري كه هرگز پيامبر خدا را نديده بود، به دفاع از علي علیه السلام و آرمان پيامبر خدا(ص) بر نخواست؟!

رهبر فرزانه‌مان چندی پیش در سخنان حكيمانه ای در ديدار مردم تبريز پيروان حقيقي خط امام(ره) را جوانان مسلمان ایرانی و غیر ایرانی و امثال شهید عزیز عماد مغنیه دانستند. بعید می دانم عماد مغنیه به محضر امام(ره) شرف یاب شده بود، اما قطعا راه واقعی امام(ره) را شناخت و ان شاالله اکنون همراه خمینی کبیر(ره) در جوار مولایش حسین علیه السلام به آرامش و آزادی ابدی رسیده است. 

 

آيا بوی قرآن‌هاي سرنيزه به مشام نمي‌رسد؟

 

اين بار نام امام(ره) تيتر روزنامه‌ها شده است.

 

عاليجنابان! باور كنيد ما هم قلبمان به عشق امام مي‌تپيد، اما آن امامي كه ما صدايش را شنيديم و تصويرش را ديدم و صحبتهايش را در صحيفه‌اش خوانده‌ايم، امامي نيست كه شما مي‌گوييد.

 

سخن آخر اينكه زمستان تمام مي‌شود و روسياهي به ذغال مي‌ماند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 22:58  توسط سجاد نوروزیان  | 

در غزه چه می گذرد؟

در پس پرده ی محاصره ی غزه چه موضوعی نهفته است؟

هدف از کشتار وحشیانهی مردم و محاصرهی همه جانبهی غزهی مظلوم چیست؟ چه کسانی و چرا مردم غزه را تا این حد تحت فشار گذاشتهاند؟

 

به دو سال و نیم قبل برویم. هنگامیکه در جولای 2005 محمود احمدینژاد در عین ناباوری و بهت تمام صاحبنظران داخلی و خارجی به خصوص قلدران دنیا با انتخاب مردم و در روندی دموکراتیک - آنهم از نوع واقعی نه از نوع امریکایی!!!- به ریاست جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد!

سونامی در خاورمیانه رخ داد و پیشبینی شد امواجش همهی خاورمیانه را تحت تاثیر قرار دهد، اما هرگز کارشناسان فکر نمیکردند که قدرت این تحول آن قدر باشد که چندی بعد در انتخاباتی که با حضور همه جانبهی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی امریکا و اسراییل به عنوان ناظران بین المللی سازمان زورگویان جهان (بخوانید سازمان ملل!!) برگزار شد، نیروهای حماس که با تاسی به مولایشان حسین علیه اسلام و پیروی از خمینی کبیر، تنها راه مقابله با اسراییل را در مبارزه میبینند به پیروزی برسد. بلکه، علیرغم حمایت مادی و معنوی کشورهای غربی از جناح رقیب حماس درست مثل انتخابات ریاست جمهوری خودمان که حتما یادتان هست که چند روز مانده به انتخابات، رادیو فردا چه طور از یه جنابی! تعریف می کرد!! این اتفاق افتاد و موجب شگفتی کارشناسان سیاسی از یک طرف  و عصبانیت امریکا و اسراییل از طرف دیگر شد.

اما امریکا در مواجه با این دو دولت برخواسته از آرای مردم استراتژی یکسانی برگزید. بعد از استقرار دولت دکتر، تعدادی از مقامات برجستهی سیاسی و اطلاعاتی امریکا به همراه بعضی از افراطیون شکست خورده در انتخابات یکصدا عنوان میکردند که اجازه نخواهند داد عمر دولت احمدی نژاد به شش ماه برسد!

از همان زمان اقدامات تخریبی علیه دولت نهم شروع شد و دشمنان و دوستان جاهل تلاش کردند تا به هر طریق که میتوانند به مردم فشار وارد کنند و گناه همهی مشکلات را به گردن دولت نو پا و گلاویز با مافیای آقای احمدی نژاد بیاندازند.

از گرانی عجیب غریب مسکن تا قیمت گوجه و تخم مرغ! هدف از این کار القای ناکارآمدی دولت و از همه مهمتر پشیمان کردن مردم و تنبیه آنان به خاطر انتخابشان بوده است. پنج شنبه 27 دی ماه آقای عطریانفر (همان رییس اسبق سازمان حفاطت و اطلاعات نیروی انتظامی) در سر مقاله ای در روزنامهی نفتی(!) مدعی دموکراسی و از طرفداران دموکراسی امریکایی کارگزاران وابسته به حضرت استوانه!  با ناکارآمد خواندن آقای احمدی نژاد و دولتش، حسن انتخاب مردم را این دانست که مردم فهمیدند با تفکری مثل تفکر ایشان نمی توان کشور را اداره کرد! 

بوش در صحبت هایش در دوبی خود را دوستدار مردم ایران معرفی  و ادعا کرد مردم ایران لایق حکومت بهتری هستند! در حالیکه او خود خوب می داند بر خلاف امریکا که رییس جمهورش برخلاف خواست مردم و به طور مشکوک با رای قضات به قدرت رسیده است، در ایران مردم با رای محکم خود رییس جمهورشان را انتخاب کرده اند.

بنابراین دشمنان این ملت از شدت عصبانیت از دست مردم ایران به علت انتخابشان در انتخابات ریاست جمهوری نهم که البته دنباله روهای ایرانیشان بارها این عصبانیت را بروز داده اند، در صدد تنبیه مردم و پشیمان کردن مردمند.

حتما میدانید اقدام ترکمنستان در قطع گاز صادراتی خود به ایران در روزهای سرد اخیر تحت فشار امریکا انجام شد، که هرچند باعث اذیت شدن عده ای از هموطنانمان شد، اما با هوشیاری مردم هرگز به هدف نخورد.

سایر اقدامات تخریبی، توطئه ها و تهمت ها نیز با همدلی و آمادگی همیشگی ملت و رهبری مقتدرانه و مدبرانه ی امام خامنه ای یکی پس از دیگری به شکست انجامید.

 

اما غزه! در غزه هم امریکا و سایر دوستانش از انتخاب هنیه به نخست وزیری شیطنت های خود را شروع کرد و در اقدامی بیسابقه و خلاف موازین بین المللی این دولت مشروع را به رسمیت نشناختند. کم کم سنگ اندازی در دولت حماس را تشدید کردند!

با تنگ شدن اوضاع بر رژیم جعلی صهیونیستی، آنها  به محاصرهی همه جانبهی نوار غزه و در تنگنا قرار دادن مردم بی دفاع وبی گناه پرداختند تا بلکه آنها را نیز مثل ما(!!!) از انتخابشان پشیمان کنند.

متاسفانه اوضاع در غزه به شدت بحرانیست و آب و برق و گاز و هر چه را که میتوانستند قطع کردهاند؛ فقط به این جرم که مردم فلسطین دولت حماس را برگزیدند و به دوستان فلسطینی امریکا نه گفتند.

اوضاع فلسطین وخیمتر از آن است که بتوان از هزارن کیلومتر دورتر آن را درک کرد. سکوت تمامی مجامع بین ا لمللی هم امری عادیست و خیلی نباید به آن پرداخت. چون اگر غیر از این بود باید تعجب می کردیم!

شباهت عجیبیست؛ روند انتخاب دو دولت آقای احمدی نژاد و اسماعیل هنیه و نوع برخورد غرب با آنها!! مسلما نتیجه نیز مشابه خواهد بود و ان شاءلله در غزه نیز دشمنان اسلام به مطاعی نخواهند رسید.

جالب است!

پیشنهاد روزنامهی سعد حریری!

حماس کوتاه بیاید، مسألهی غزه حل میشود!

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 21:55  توسط سجاد نوروزیان  | 

دوست عزیزی در نظرات پست "میگویند..." به چند تا مورد اشاره کرده بود و خواسته بود که شماره شماره به ایشون جواب بدم.

چون با حروف انگلیسی نوشته بودند، عین گفتههای ایشون رو با حروف فارسی نوشتم که برای خوندن راحت باشه. (میتونید نظرات ایشون رو در نظرات پست قبلی ببینید.)

نظرات دوستمون رو با رنگ آبی و حرفهای جدید رو با رنگ مشکی نوشتم که راحتتر قابل تفکیک باشه.

 

شهدا رفتند تا احمدینژاد و امثال تو روی قطرات خونشون قدم بزنید و بعد هم مستانه بخندید.

راجع به رفتن شهدا و قدم زدن روی خون شهدا باید مفصل بحث کرد! همین اندازه بدون، امیدوارم بتونی این حرفت رو ثابت کنی، چون حتما میدونی که تهمت زدن از نظر اخلاقی و دینی کار خیلی زشتیه!!

 

1- اسمشو کردن خلیج عربی

دوست عزیز!

اشتباه به عرضتون رسوندن! اسمش خلیج عربی نیست!

جهت استحضارتون، عنوان اصلی این اجلاس اینه: "مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه"

کلمه "الخلیج" در زبان عربی، مذکر است و در نتیجه مطابق قانون تبعیت صفت از موصوف در ‏زبان عربی، صفت آن نیز باید مذکر باشد. از آنجایی که صفت ذکر شده در پایان نام شورای همکاری (العربیه) ‏مونث است، میتوان نتیجه  گرفت که "العربیه" نمی تواند صفت کلمه مذکر "الخلیج" تلقی شود و در واقع صفت کلمه مونث ‏ماقبل آن ("الدول" به معنی کشورها) است. از اینجاست که ترجمه دقیق نام شورا "شورای همکاری کشورهای ‏عربی خلیج" است.

 

 

2- احمدینژاد لال مرده بود راجع به جزایر حرف بزنه یا یادش رفت یا مصلحت نبود خاک مملکت رو حفظ کنه؟

(در ابتدا به دلیل توهین به یک انسان از همه خوانندگان عذرخواهی میکنم!)

دوست عزیز!

ظاهرا همه چیز برعکس شده! اونجایی که حقمون داره از بین میره باید سکوت کنیم و اونجایی که حقمون رو گرفتیم باید داد بزنیم! آخه کدوم عقل این رفتار رو تأیید میکنه؟

جزایر سه گانه هماکنون در مالکیت و تبعیت کشور ما قرار داره! چیزی که "هست" رو چرا باید جنجالی کنیم؟!

اگر جزایر در اختیار ایران نبود، باید برای گرفتنش داد و قال میکردیم! مثل جریان هستهای! اما وقتی در اختیار داریم دیگه داد و قال برای چی؟!

بهتر نیست بجای پاسخ دادن و شلوغ کردن، بذاریم مدعیان این ادعای دروغین، اینقدر این موضوع رو تکرار کنند تا بیخیال بشن؟!

چیزی که در اختیار ماست که داد و قال نداره!  بذار طرف مقابل داد و بیداد کنه!

البته ما میدونیم که این موضوع یه مسألهی استراتژیکه و در حال حاضر تقریبا یه موضوع فرسایشی شده است!

 

 

3- دیپلماسی یعنی اینکه بری جایی که بهت فحش خواهر و مادر بدن تو هم بهشون بخندی؟

دوست عزیز!

دیپلماسی یعنی استفاده از امکانات و ابزار موجود برای رسیدن به هدف!

کی میتونه ادعا کنه با یه تبلیغات رسانهای، مصاحبهی تلویزیونی انجام میده که پانصد میلیون نفر ببیننده مستقیم داشته باشه؟!

اتفاقی که افتاد این بود: میخواستن با تبلیغات و جنجال رسانهای، از دیدار رئیس جمهور ایران با دانشجویان کلمیبا یه بهرهی سیاسی ببرند، که نه تنها به این هدف نرسیدند، بلکه با یک چرخش بسیار عجیب، همه چیز به نفع ایران شد!

شما که انگلیسی تایپ میکنید حتما میتونید عبارات لایتن رو بخونید و ترجمه کنید. پیشنهاد میکنم به سایتها و وبلاگهای مردم دیگر کشورهای جهان هم سری بزنید.

 

4- حمایت از ایران همین که سوریه رفت آناپولیس، دیگه وای به بقیه! کی از ما حمایت کرد؟ نکنه هوگو چاوزو میگی؟ یه احمق به تمام معنی خدانشناس!

دوست عزیز!

راجع به حضور سوریه در آناپولیس به عرضتون برسونم که سوریه رو دست خورد!

آمریکا به سوریه وعده داده بود که در صورت شرکت در اجلاس آناپولیس، خروج نیروهای رژیم صهیونیستی از بلندیهای جولان رو تضمین کنه! که مثل همیشه بلوف بود و سوریه دست خالی برگشت!

حالا اصلا این موضوع چه ربطی به ایران داره؟!  موضوع آناپولیس مسألهی اسرائیل و فلسطین بوده!

بعد هم با یه کم فراست و بینش بازتر میتونی ببینی که حضور رئیس جمهور در اجلاس همکاری کشورهای عربی خلیج، یه پاتک سنگین به آناپولیس بود!

باز هم پیشنهاد میکنم سایتهای دنیا رو بخونی! البته منظورم سایتهای خبری معلومالحال نیست!

منظورم حمایت اتحادیه عرب، و 116 کشور غیرمتعدها و خیلی کشورهای دیگه بود!

راجع به هوگو هم پیشنهاد میکنم، بحثهای مربوط به آینده جهان رو که استراتژیستهای بزرگ ایالات متحده مثل برژیسنکی، کسینجر، فوکویاما، مایکل لدین و ...  تبیین کردند رو بخونید.

کلماتی مثل حیاط خلوت، مراکز ثقل هفتگانه، دوایر متحدالمرکز، کشورهای قمر و ...

همین اندازه میتونم بگم که اگر آمریکا پا گذاشته در کشورهای اطراف ایران، ایران هم پا گذاشته در کشورهای همسایهی آمریکا!

 

5- اون مقامی رو که تبریک گفته رو بگو. یکیشون از کشورهای در حال توسعه باشن، قبوله! نکنه سریلانکا رو میگی که نفت قراره بهش بدیم، چایی وارد کنیم و مزارع چایی شمال داغون کنیم؟

راجع به این موضوع هم ترجیح میدم ابتدا مسائل آیندهی جهان رو مطالعه کنید و بعد با هم بحث کنیم!

البته فکر میکنم منظور شما از "کشورهای در حال توسعه"، کشورهای توسعه یافته و صنعتی باشه!

همین اندازه اشاره میکنم که در مراکز هفتگانهی ثقل جهانی، یکی از شاخصهای قدرت، جمعیت جوان و زاینده است!

با نگاهی مختصر به آمار زاد و ولد در کشورهای توسعه یافته، حتما متوجه خواهید شد که این کشورها در چند سال آینده با بحرانهای اجتماعی روبرو خواهند شد. چرا که در حال حاضر نیز آنچه به عنوان زاد و ولد در کشورهای اروپایی اتفاق میافتد مربوط به مهاجران غیر بومی است!

این همان چیزی است که به عنوان جمعیت سرریز از آن یاد میشود.

 

6- رئیس جمهور روسیه که اومد ایران گفت حق ایران به جای 50% از دریای خزر 9% هست. مگه خره نیاد؟ اگه جاش ناصرالدین شاه هم بود از قبر بیرون میاومد، شرکت میکرد.

این لطف رو در حق من انجام بده و اون قانونی که حق 50درصدی ایران رو 9درصد کرده، حتما ارائه بده!

فکر میکنم چیزی شبیه همون "خلیج عربی" باشه!

در ضمن برای بازتاب حضور پوتین در ایران، باز هم پیشنهاد میکنم که با دقت بیشتری سایتهای دنیا رو بررسی کنی! (باز هم میگم نه صرفا سایتهای معلومالحال)

 

7- علتش اینه که مردم دنیا نور سفید دور کله کسی ندیدند، اومدند ببینند. در ضمن اگه منبعت رجانیوز و این اراذل و اوباشه که آره تو راست میگی!

دوست عزیزم!

نمیخواستم این پاراگرافت رو جواب بدم چون خالی از ادب و نزاکته!

اما جهت استحضارتون اون چیزی که مردم دنیا ندیدند، آدم منطقی، شجاع و اثرگذاره!

آدمی که حاضر نیست به خاطر بهبه و چهچه رسانههای خاص، تا ناف سران چند تا کشور اروپایی دولا بشه!!

 

8- علتش خیلی ساده است. آخه رفتن به جایی که کاری نداره! بدبخت امارات کشوریه که تو زمان محمدرضا شاه ما سرود ملیش رو ساختیم. حالا افتخار رئیس جمهورمون رفته اونجا؟

دوست عزیز!

بازهم بهتره شما بحثهای آیندهی جهان رو بخونید!

حتما این کار رو بکنید!

 

9- نه ولی گذشتگان هیچ وقت نگفتهاند ما خوبیم قبلیها همه بد بودند. ما توپیم همه احمق بودند.

آدمهای فسیل شدهای که به خاطر کارهای 30 سال پیش هنوز ادعای پدرخواندگی بر مردم دارند، چه کسانی هستند؟

در زمان انتخابات توهین از جانب چه کسی حتی در رسانهی ملی اتفاق افتاد؟!

در حال حاضر چه کسانی هستند که رفتارهای قیممآبانه با مردم دارند؟!

باز هم پیشنهاد میکنم مقداری بازتر بیندیشی!

 

10- این دقیقا خصوصیت فاشیستهاست. یا اخبار رو نمیخونی یا سرت زیره برفه. تموم اون دانشجوها که حرفی زدند الان تو زندانند و دارند آب خنک میخورند. خوب اونم اون موقع تو دلش گفت بعدن به حسابشون میرسم.

دوست عزیز!

شما لطف کن از میان همهی اون کسانی که الان دارند آب خنک میخورند، 10نفر یا 5نفر رو برای ما معرفی کن!

البته لطفا مستند باشه!

آقای فلانی، دانشجوی فلان رشته که در دانشگاه اون کار رو کرد الان در فلان زندانه و حکمش اینه!

بیصبرانه منتظرم!

 

11- کسی که این انتقاد رو کرده از قد کوتاهش، احمق بوده. ولی لباس بیارزش پوشیدن نشونهی چیه؟ حضرت علی همیشه بهترین لباسها رو میپوشید.

اول اینکه از کی و طبق کدوم مکتب لباس گران قیمت پوشیدن شده ارزش؟!

به قول همون حضرت علی که تو ازش اسم میبری:

ارزش هر کس به اندازهی دانایی و تخصص اوست!

دوم اینکه از حضرت علی همین رو فهمیدی؟!

ممکنه بگی از کجا فهمیدی حضرت علی لباس باارزش میپوشیده؟!؟

سوم اینکه خطبهی 27 نهج البلاغه رو تاحالا خوندی؟!

 

12- من به دونه دونه پارگرافات با عدد جواب دادم. اگه تونستی با همین وضع جواب بده. اگه نه برو فکر کن به حرفات.

دونه دونه به شمارههات جواب دادم.

چند تا سوال پرسیدم اگه خواستی جواب بده، اگر هم نه بهش فکر کن!

 

و نکتهی آخر اینکه راجع به بیماری "ایدز" حتما شنیدی! ویروس "HIV" باعث میشه که بدن قدرت دفاعی در مقابل میکروب رو از دست بده!

نگرانم از اینکه به نوعی "ایدز فرهنگی" دچار بشیم! و هر چی شنیدیم بدون اینکه مقاومتی کنیم، سریع بپذیریم!

 

به امید ایرانی مقتدر

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 16:50  توسط سجاد نوروزیان  | 

وقتی خبر حضور دکتر احمدینژاد رو در اجلاس شورای همکاری خلیجفارس شنیدم، چند تا سوال  سریع از ذهنم عبور کرد!

- بیست و هفت دوره از این اجلاس گذشته اما چرا اولین باره که رئیس جمهور ایران به طور رسمی برای شرکت در این اجلاس دعوت میشه؟!؟

 

- میگویند دکتر احمدینژاد معنی دیپلماسی رو نمیدونه و اصولا دیپلمات نیست، پس چرا حضورش در مجامع جهانی اینقدر اثر گذاره؟!؟ (سازمان ملل و  دانشگاه کلمبیا هنوز یادمونه!)

 

- میگویند دکتر احمدینژاد با مدیریتش شرایط کشور رو به سمت بحران پیش برده، پس چرا از صغیر و کبیر در منطقه و اون طرفتر از منطقه، ندای حمایت از ایران رو سر دادند؟!؟

 

- میگویند مسیر انرژی هستهای رو طوری پیش برده که تحریم و قطعنامه و بدبختی و فلاکت و بیچارگی نصیب ملت ایران شده و احتمالا جنگ(!)، پس چرا مقامات کشورهای مختلف بطور رسمی و غیررسمی مرتب به ایران تبریک میگن و خواستار استفاده از تجربه ایران در این زمینه هستند؟!؟

 

- میگویند سفرهای استانی کاری نیست در شأن رئیس جمهور! و رئیس دولت باید برای مسائل کلان برنامهریزی کند، پس چرا علاوه بر سفرهای استانی و موفقیتهای کسب شده، دولت نهم با برنامهریزی دقیق و حساب شده در دیپلماسی خارجی به این حد موفق نشون داده!؟!؟ (سفر رئیس جمهور روسیه هنوز یادمونه!)

 

- میگویند دکتر احمدینژاد هنوز در روزهای اول انقلاب که بعضی شعارها داغ بود، توقف کرده و متوجه نیست که دنیا عوض شده، پس چرا مردم جهان از حضور حماسی رئیس جمهور ایران در موقعیتهای مختلف حمایت میکنند؟!؟

 

- میگویند دکتر احمدینژاد سالها تلاش برای گفتگوی تمدنها و تنشزدایی از روابط خارجی رو زیر سوال برده، پس چرا برای اولین بار بعد از حدود 60سال (از زمان رضا خان میرپنج) رئیس جمهور روسیه به ایران آمد، یا دکتر احمدینژد، اولین رئیس جمهوری بود که بعد از انقلاب به کشور امارات سفر کرد، یا اولین رئیس جمهوری بود که به اجلاس شورای همکاری خلیج فارس دعوت شد؟!

 

- میگویند دکتر احمدینژاد دستاوردهای گذشته را زیر سوال برده! مگر غیر از این است که علیرغم همهی بداخلاقیها و بیتربیتیها، رئیس جمهور هیچگاه رفتار مشابه از خودش نشون نداده؟!؟

 

- میگویند دکتر احمدینژاد خشونتطلب است و فاشیست و جنگطلب! مگر یادمان رفته که این رئیس جمهور فاشیست حتی زمانی که در حضورش عکسش را به آتش کشیدند به سخنرانی ادامه داد و به پت و پت نیفتاد. اما آن شیخ خندهرو که منادی صلح و گفتگو بود چگونه در دانشگاه به دانشجویان توهین کرد؟!؟

 

- میگویند دکتر احمدینژاد قدش کوتاه است و کاپشن میپوشد! پس چرا برای همین آدم قدکوتاه امیر قطر با جثهای بیش از یکصد کیلوگرم شخصا به فرودگاه میرود و از وی استقبال رسمی میکند؟!؟

به قول پروین: در سر عقل باید، بیکلاهی...

 

- میگویند...

 

آری خیلی چیزها میگویند، اما آنچه مسلم است، این است که دکتر احمدینژاد با وجود انتقاداتی که گاهی به مجموعهی تحت نظر او وارد است، در مجموع کارنامهی خوبی داشته است!

 

ای کاش آنها که ادعای سازندگی داشتند و دارند، کمی به سازندگی ایران در این مدت کوتاه نگاهی بیفکنند و آنها که ادعای اصلاحات و گفتگو داشتند و دارند، ببینندکه نیازی نیست دست گدایی به سمت چند کشور معدود دراز کنند و شرف و غیرت ملی و دینی خود را به پای آنان بریزند!

 

آری، دولت عدالت احمدینژاد با وجود نقطه ضعفها، کارنامهی مناسبتری از دولت اصلاحات آقای خاتمی یا دولت سازندگی آقای هاشمی داشته است!

 

کمی آزادانه بیندیشیم!

آیا اینگونه نیست؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت 19:48  توسط سجاد نوروزیان  | 

ساده ترین روش امکان سنجی در یک منازعه ی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی یا نظامی، تهیه «ترتیب نیرو» و «ترکیب نیرو» است.

«ترتیب نیرو»، تنظیم و برآورد توانمندی و استعداد نرم افزاری و سخت افزاری حریف در 6 حوزه نیروی انسانی - تجهیزات – تأسیسات – منابع مالی – منابع زمانی – و استراتژی و تاکتیک اتخاذ شده است.

همچون مدیر یک تیم فوتبال که در هنگام مسابقه، با توجه به آرایش و توانمندی تیم حریف در زمین بازی، تیم خود را آرایش می دهد؛ یک مدیر استراتژیک یا تاکتیکی نیز، پس از «ترتیب نیرو» ی حریف، به «ترکیب نیرو»ی جبهه ی خود می پردازد.

«ترکیب نیرو»، تنظیم و برآورد توانمندی و استعداد نرم افزاری و سخت افزاری خود، در 6 حوزه ی نیروی انسانی -تجهیزات – تأسیسات – منابع مالی – منابع زمانی – و استراتژی و تاکتیک اتخاذ شده، نسبت به «ترتیب نیرو»ی حریف است.

هرگاه «ترتیب نیرو»ی حریف، به روز، تنظیم و برآورد شد، و سپس «ترکیب نیرو»ی خودی، در نسبت با آن، به روز، تنظیم گردید، آنگاه «امکان سنجی» ممکن خواهد بود. پس از این مرحله، بلوف سنجی و سنجش احتمالات امکان پذیر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 0:20  توسط سجاد نوروزیان  | 

در تئوری بازی‌ها، مبتنی بر بررسی احتمالات، اساسی ترین مسأله، بررسی امکانات است: اگر موضوعی «امکان» داشت، پس «احتمال» هم خواهد داشت؛ تا چیزی امکان نداشته باشد، احتمال وقوع آن غیرممکن است. آنجا که سیاست، عرصه ی ممکنات است، استراتژی عرصه ی تنظیم احتمالات مبتنی بر ممکنات خواهد بود.

رکن اساسی در بررسی احتمالات اقدام از سوی طرفین منازعه، «بلوف سنجی» است. بلوف سنجی، از طریق «امکان سنجی» ارزیابی می شود.

بلوف های تکنیکی، تاکتیکی یا استراتژیکی، به سه دسته تقسیم می شوند:

1- بلوف سفید: اینکه فرد مشخصی (مثلاً علی) مدعی است که می تواند یکصد متر روی ریل راه آهن قدم بزند بدون اینکه بیفتد. در اینجا هم مدعی (علی) مشخص است، هم مدعای او امکان پذیر . پس هر دو بخش مسأله شفاف است.

2- بلوف خاکستری: اینکه فرد مشخصی (مثلاً همان علی) مدعی است که می تواند روی آب راه برود بدون اینکه غرق شود. در اینجا، مدعی (علی) مشخص است، اما مدعای او (راه رفتن روی آب) امکان پذیر نمی نماید. لذا یک بخش مسأله مبهم است.

3- بلوف سیاه: اینکه گفته شود فرد نامشخصی، مدعی است که می تواند روی آب راه برود بدون اینکه غرق شود. در اینجا، هم مدعی، و هم مدعا، هر دو مبهم هستند.

در سیاست استراتژیک، یکی از مهم ترین مسائل، تشخیص صحت و سقم بلوف خاکستری است؛ زیرا بسیاری از ادعاها در صحنه جهانی، از این جنس هستند. اگر تشخیص صحت بلوف ها، به دقت صورت نگیرد، تصمیم متقابل در برابر آن ها، قطعاً تصمیمی انفعالی و فاجعه زا خواهد بود.

پس «بلوف سنجی» مبتنی بر «احتمال سنجی»، و «احتمال سنجی» مبتنی بر«امکان سنجی» است.

+ نوشته شده در  جمعه 4 آبان1386ساعت 0:17  توسط سجاد نوروزیان  | 

در پی سفر پر سر و صدای رئیس جمهور به نیویورک چند تا سوال به ذهنم رسید که امیدوارم با پاسخ دادن به اون‌ها، به من کمک کنید.

1- چرا هر سال سخنرانی احمدی‌نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل، با استقبال مردم جهان مواجه می‌شود؟
الف) چون اگر در کنار رئیس جمهور افغانستان بایستد و حرفی بزند احتمالا آبروریزی می‌شود!
ب) گزینه‌ی "الف" سخن طرفداران دمکراسی در ایران است!
ج) توزیع کارت سوخت 100لیتری در مجمع عمومی باعث استقبال مردم می‌شود.
د) احمدی‌نژاد مسافرت با هواپیما را دوست دارد!

2- توجه چند هزار نفر اساتید و دانشجویان دانشگاه در محوطه بیرونی دانشگاه را هنگام سخنرانی احمدی‌نژاد چگونه توجیه می‌کنید.
الف) همراهان رئیس جمهور (همانند سفرهای استانی) این جماعت رو از گرمسار به نیویورک با اتوبوس منتقل کرده بودند!
ب) همه‌ی فیلم‌ها، حتی سخنرانی احمدی‌نژاد هم "میکس" بوده!
ج) ما که کسی رو ندیدیم!
د) به امید توزیع کارت سوخت 100لیتری دانشجوها جمع شده بودند!

3- چگونه حدود 500میلیون نفر سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا را بطور مستقیم از شبکه‌های خبری مشاهده کردند؟
الف) بیشتر این تعداد از هم محلی‌های احمدی‌نژاد در گرمسار بودند!
ب) همه‌ی این آدم‌ها رو اطرافیان احمدی‌نژاد پای گیرنده‌ها جمع کرده بودند!
ج) اصولا چون احمدی‌نژاد بلد نیست حرف بزنه، مخاطب جهانی زیاد داره!
د) این 500میلیون نفر منتظر بودند که احمدی‌نژاد آزاد شدن بنزین رو اعلام کنه!!

4- چرا سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا به یک گفتمان جهانی تبدیل شد؟
الف) چون احمدی‌نژاد اصلا دکتر نیست!
ب) چون احمدی‌نژاد از اون دکتراست که رنگ دانشگاه رو هم ندیده!
ج) مردم جهان از سر بیکاری فکر کردن خبری شده!
د) و باز هم سهمیه بندی بنزین!!!!

5- در حالی که رئیس جمهور در سخنرانی رسمی اعلام کرد: "موضوع هسته‌ای ایران خاتمه یافته است" چطور آقای دکتر(!) حسن روحانی امروز گفت: "دو پیشنهاد برای خروج از بن بست هسته‌ای"؟؟
الف) ایشان قبلا معتقد بودند که مردم قیم نمی‌خواهند! الان رو نمی‌دونم!
ب) دمکراسی یعنی علیرغم استراتژی رئیس جمهور، شما همچنان در ساز خود بنواز!
ج) دلسوزی آقای روحانی در تعلیق 10 ساله همچنان یادمان هست!
د) احتمالا پیشنهادهای آقای روحانی برای خروج از بن بست سهمیه‌بندی بنزین بوده است!

6- آینده‌ی ایران با احمدی‌نژاد چه می‌شود؟
الف) فعلا که منزوی شده‌ایم!
ب) احمدی‌نژاد اصلا بلد نیست حرف بزند!
ج) همه‌اش تقصیر سفرهای استانی است!
د) احتمالا sms زدن هم تا چند وقت دیگه سهمیه‌ای می‌شه!
+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 18:42  توسط سجاد نوروزیان  | 

چند روز قبل، در رسانه ها و سایت ها خبری منتشر شد مبنی بر این که آقای سید محمد خاتمی (رئیس جمهور سابق) در سفری به ایتالیا با تعدادی از دخترها و خانم ها دست داده اند.
در پی انتشار این خبر و قرار گرفتن تصاویر موجود در سایت های مختلف، عکس العمل های متفاوت از همه جناح های سیاسی به هوا برخاست.
چیزی که من رو وادار به نوشتن این پست برای آقای خاتمی کرد، این بود که گروهی معتقدند که این فیلم مونتاژ است و با عکس گرفتن از این فیلم و دست آقای خاتمی که انگشتر در بعضی قسمت ها در دستش بوده و در بعضی جاها نه، مدعی شدند که این کار مخالفان ایشان است!!
به سبب تجربه ی اندکی که در موضوع فیلم و کلیپ و مونتاژ دارم، باید چند نکته رو به عرض برسونم:

1- برای قرار دادن فیلم بر روی سایت های اینترنتی، به علت افزایش سرعت در بارگذاری و پخش، از کیفیت این فیلم ها به شدت می کاهند.
استناد به عکس هایی که از یک کلیپ اینترنتی گرفته شده و فاقد کیفیت حتی معمولی می باشد، امکان اظهار نظر دقیق(!) را آنچنان که در بعضی سایت ها دیدم از کارشناس بی طرف می گیرد.

2- چنانچه فیلم با کیفیت معمولی یا حتی تلویزیونی(!) قابل بررسی باشد، باز هم با توجه یه نوع فیلمبرداری (پورتابل) و حرکت های سریع در جهات مختلف، همچنین نور ناکافی در محیط، امکان دقیق شدن بر روی دست آقای خاتمی، جهت بررسی وجود یا عدم وجود انگشتر برای کارشناس بی طرف وجود ندارد.

و از همه مهمتر:
3- برای مونتاژ کردن دو یا چند تصویر بر روی هم، کادر ثابت و زاویه دید یکسان مهمترین عوامل هستند.
دوربینی که اینچنین حرکت کاتوره ای دارد و از یک کادر مشخص تصویر نمی گیرد، به هیچ وجه امکان مونتاژ ندارد.

پیشنهاد می کنم به دوستان عزیز که به جای تقلیدهای کورکورانه و اظهارنظرهای انکارانه، بیشتر در باب موضوعات مختلف به تفکر بپردازند!
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 تیر1386ساعت 10:37  توسط سجاد نوروزیان  | 

تو ننگ عربی سید حسن!!

نام تو را باید

از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم ...

تو

به جای آنکه در ایوان ویلای ساحلی‌ات

لم بدهی

و چرت تابستانی‌ات را

با دود قلیان مفرح کنی ...

تفنگ دست می‌گیری

و از پشت تریبون المنار

با نعره‌هایت

چرت ما را پاره می‌کنی ...

تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!!!

نه شکمت، آن اندازه است

که از پشت دشداشه‌هایی سفید

وقار عربی‌ات را نمایان کند ...

نه چفیه و عقال داری ...

تازه عمامه‌ی سیاه سرت می‌گذاری

که ما را به یاد خمینی می‌اندازد

که یکبار چرت مان را پاره کرده بود ...

تو ننگ عربی سید حسن!!

بجای آنکه در حرمسرایت بگردی ...

و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی

تا فردا در بهشت برای مغازله با حوریان آماده باشی ...

در مخفیگاهت

که نمی‌دانیم کجاست ...

می‌نشینی و نهج البلاغه می‌خوانی ...

تو کافر شده ای، سید حسن!!

و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم

فقط به رسم مردان بزرگ عرب

صادق باش ...

و بگو ...

برد موشک هایت

به ریاض که نمی‌رسد ...

 

                                                  امیر مهدی نژاد

+ نوشته شده در  جمعه 15 دی1385ساعت 16:26  توسط سجاد نوروزیان  | 

جهاد در راه خدا دری از درهای بهشت است که خدا آن را به روی دوستان خود گشوده است. - خطبه ۲۷/نهج البلاغه

ارزش جهاد و شهادت، پس از سالها صحبت از گفتمان و گل و بلبل در جامعه جهانی مشخص شد!!!!
حزب الله لبنان که از دید اصلاح طلب داخلی تروریست بود، نشان داد که با اعتقاد به مکتب تشیع علی می توان ارتش شکست ناپذیر اسرائیل را شکست داد و خشونت طلب داخلی با حمایت همه جانبه از حزب الله (بخوانید تروریست!) بعد از سالها عزت و اقتدار را برای امت اسلامی به ارمغان آورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 19:17  توسط سجاد نوروزیان  | 

رژیم جعلی اسرائیل علاوه بر تهاجم وحشیانه به سرزمین های اشغالی، چند روزی است در یک برنامه مدون و حساب شده، با ایجاد ترس و وحشت در جنوب لبنان، به طرز زیرکانه ای قصد دارد پس از خالی شدن جنوب لبنان از سکنه، با اشغال دوباره جنوب لبنان - که در سال ۲۰۰۰ مجبور به ترک آن شده بود - با استفاده از تهاجم نظامی قدرت نمایی کند!

آمریکا و انگلیس همچون گذشته به حمایت خود از رژیم جعلی ادامه می دهند و البته توقعی غیر از این هم نباید داشت!!!

در این میان پاسخ های کوبنده حزب الله لبنان و بویژه بیانیه های سید حسن نصرالله - دبیر کل حزب الله لبنان - موجب دلگرمی مردم مقاوم لبنان شده است.

جالب این جاست که نیروهای طرفدار حقوق بشر که وارد جنوب لبنان شده اند، به جای عمل کردن به وظایف ذاتی خود، اقدام به ترقیب مردم در کوچ کردن به سمت شمال کرده و سعی در خالی کردن منطقه از سکنه دارند و به این ترتیب راه را برای ورود رژیم جعلی به جنوب لبنان هموار می کنند. این در حالی است که مردم روستاهای جنوب لبنان علیرغم بمباران های هوایی و دریایی و زمینی همچنان به مقاومت خود ادامه می دهند و از حزب الله لبنان و بویژه سید حسن نصرالله حمایت و پشتیبانی می کنند.

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، با اتخاذ مواضع انفعالی، سعی دارند در هر صورت آمریکا را از خود راضی نگه دارند!!!!

ملت های جهان اعم از مسلمان و غیرمسلمان، ضمن محکوم کردن تهاجم وحشیانه رژیم جعلی به لبنان، حمایت خود را از مقاومت مردم لبنان اعلام می کنند.

ملت ایران در پیشاپیش همه ملت های جهان، مدت هاست که شعور سیاسی خود را به رخ جهانیان کشیده و با اتخاذ تصمیمات مقتدرانه، بیش از گذشته، پیشتاز حمایت از مقاومت مردم لبنان و حزب الله می باشد.

بعد از گذشت حدود شانزده سال از تسلط دولت های محافظه کار بر دیپلماسی خارجی ایران، این بار دولتی بر سر کار آمده که حرف دل مردم را در همه جای جهان با صدای بلند اعلام می کند.

منتظریم ولی امر شیعیان، در صورت صلاحدید، فرمان دفاع همه جانبه از کیان ناموس و شرف مسلمانان جهان را صادر نمایند تا همه دنیا بار دیگر شاهد باشند تا دلیر مردان سلحشور ایران، با تمدن عظیم هفت هزار ساله، رژیم جعلی شصت ساله اسرائیل را نابود کرده و به فرموده امام خمینی اسرائیل را از صفحه روزگار محو نمایند ... ان شاء الله ...

بی شک سخنان توفنده رئیس جمهوری ایران، دکتر احمدی نژاد که اکنون تبدیل به یکی از محبوب ترین چهره های جهانی نزد ملت ها شده است، در آگاهی مردم جهان از فلسفه وجودی اسرائیل، کمک شایانی برای ایجاد وحدت در جامعه جهانی مسلمانان بوده است.

اتخاذ مواضع مقتدرانه، موجب آزادی ملت های مسلمان و در نهایت رضایت خداوند متعال خواهد بود.

اگر قرار باشد جامعه مسلمین از توپ و موشک استکبار در امان نباشد، هیچ دلیلی ندارد که جامعه استکبار از توپ و موشک مسلمانان در امان باشد!!!
امنیت جهان اسلام، امنیت ایران است، و اگر امنیت ایران خدشه دار شود، امنیت جهانی خدشه دار خواهد شد!!!
موشک جواب موشک!!! ... گذشت زمانی که جواب موشک استکبار، گل و بلبل، جامعه مدنی و دموکراسی و لیبرالیسم و حقوق بشر آقای خاتمی بود! همه ایران آقای خاتمی نیست!

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 تیر1385ساعت 10:16  توسط سجاد نوروزیان  | 

یادم هست در 28 خرداد 84 وقتی شمارش آرا رو به پایان بود و اسم محمود احمدی نژاد بعد از نام اکبر هاشمی بهرمانی به عنوان نفر دوم اعلام شد، سونامی احمدی نژاد در مجامع داخلی و بین المللی بر سر زبان ها افتاد.

یادم هست که شیخ اصلاحات تاب نیاورد و با نوشتن یک نامه و بیان حرف های عجیب سخن از جابجایی آرا در بعدازظهر همان روز خبر داد و استراحت کوتاه عصرانه خود را به خواب اصحاب کهف تشبیه کرد!! و بعد از آن سخن پشت سخن!!

یادم هست که رادیو فردا و رادیو رژیم صهیونیستی به همراه دیگر رسانه های جمعی دنیا در حالی که تا دیروز سخن از نقض حقوق بشر و بی اعتبار بودن انتخابات در ایران سخن می گفتند، به یکباره تخریب چهره احمدی نژاد را در دستور کار قرار دادند و با تمام توان از رقیب حمایت کردند!!

یادم هست SMSها یکی بعد از دیگری، شامل حرف های عجیب و باور نکردنی برای تخریب چهره احمدی نژاد بین مردم رد و بدل شد. حرف هایی که گاه کلماتی بسیار ناشایست را در خود جای داده بود.

یادم هست که رئیس جمهور وقت، آقای محمد خاتمی، در بیانیه ای از حضور ملت ایران، قدر دانی کرده بود. در ادامه این بیانیه به نکاتی اشاره کرده بود که ملت بزرگ ایران هیچگاه آن را فراموش نخواهد کرد.

"رئیس جمهوری انتخاب کنید که در شأن ملت ایران باشد" ...

آقای خاتمی!

هر دو نامزدی که به دور دوم انتخابات راه یافتند، در شان ملت ایران بودند ... شما که هشت سال از دموکراسی و مردم سالاری دم زدید و متاسفانه هیچ نفهمیدید که چه می گویید، چطور با جسارت به رای مردم توهین می کنید؟!؟ ... مگر غیر از این بود که محمود احمدی نژاد و اکبر هاشمی بهرمانی با رای مردم به دور دوم راه یافته بودند؟؟! ...

آیا در دموکراسی مورد نظر شما، نظر یک روزنامه نگار -که شما با همه قوا از او دفاع می کردید- با نظر مردم عادی یکی نیست!؟!؟ ... کجاست آزادی خواهی شما؟!؟! ... چه شد جامعه مدنی؟!؟ ... چند میلیون انسان از  همین ملت، آزادانه انتخاب کردند و دو نفر به دور دوم راه یافتند. "مردی در شان ملت" یعنی چی؟!؟ ... آیا فقط یکی از این دو در شان ملت بود؟!؟ ... وای بر شما!! ... شما که هشت سال اولویت های زندگی مردم بیچاره را فدای توسعه سیاسی و جامعه مدنی و دموکراسی و مردم سالاری کرده بودید، چطور جرات کردید به نظر چند میلیون ایرانی توهین کنید؟!؟! ... متاسفم ...

یادم هست در دو برنامه تلویزیونی، وقتی نمایندگان دو نامزد راه یافته به دور دوم با هم به مناظره پرداختند، چه گفته شد و چه شنیده شد؟!؟ ...

یادم هست به جای بیان برنامه هایی برای حل مشکلات مردم، از دوربرگردان های شهرداری انتقاد می کردند و آن هم نه انتقاد منصفانه ...

یادم هست روزنامه های داخلی، از جمهوری اسلامی تا شرق، دستور کار یک چیز بود، حمایت همه جانبه از اکبر هاشمی بهرمانی!! و یادم هست فقط آن روزها کیهان از تفکر احمدی نژاد حمایت می کرد ...

یادم هست احمدی نژاد در آخرین برنامه تلویزیونی، اقرار کرد که وارد حریم ممنوعه شده است ... اقرار کرد که به واسطه همین حضور، از زمین و هوا آتش می بارد ...

یادم هست ...

خیلی چیزهای دیگر نیز یادم هست ... یادمان هست ... هیچگاه فراموش نخواهیم کرد ...

و در میان ناباوری همگان ... احمدی نژاد ششمین رئیس جمهور ایران شد ...

+ نوشته شده در  شنبه 3 تیر1385ساعت 19:14  توسط سجاد نوروزیان  | 

این روزا موضوع خیلی از وبلاگ ها، جریانات اخیر 22 خرداد درباره حقوق زنان و این حرفا است ... به همه دوستانی که دنبال این موضوعات هستند، چندتا نکته رو باید عرض کنم ...

اگه این موضوعات رو از سر بیکاری و وقت تلف کردن پیگیری می کنید، باید بهتون تبریک بگم ... چون این بهترین راه برای وقت تلف کردنه ... از این موضوعات زیاد داشتیم ... از 18 تیر 78 گرفته تا رد صلاحیت انتخابات مجلس هفتم ... چند روزی سرتون رو گرم می کنه و بعدش همه فراموش می کنید و دنبال یه موضوع جدید خواهید بود ...

اگه تحت تاثیر جو گرفتگی و روشنفکری! قرار گرفتین، باید عرض کنم که با پیگیری این حرفا نه تنها نمی تونید خودتون رو روشنفکر جا بزنید بلکه به خاطر پافشاری در بعضی مسائل بیهوده، ممکنه مردم بدجوری شما رو کنار بذارن ... در انتخابات نهم ریاست جمهوری، آقای معین بدجوری جوگیر شده بود و دنبال راه اندازی معاونت حقوق بشر و آزاد کردن زندانیان سیاسی بود، (البته مشخصه که از کجا تحریک می شد!) ... مردم نهایتا آقای معین رو با همه هجمه تبلیغاتیش کنار گذاشتند ... شما این راه رو نرید!!!!

اگه واقعا دنبال آزاد کردن ایران و ایرانی هستید، بهتره از خودتون بپرسید برای مردم، جامعه و ایران چه کار مثبتی انجام دادید؟!؟!؟ ... بهتر نیست به درون مردم مراجعه کنید، به مردم احترام بذارید و همراه با خواست مردم پیش برید؟!!؟

اگه دنبال براندازی نظام هستید، این راهش نیست ... بهتره نترسید ... بیرون بیاین ... از تو خونه، پشت کامپیوتر و پای کولر نمی شه انقلاب کرد ... کسانی که انقلاب اسلامی رو به نتیجه رسوندند هم خیلی زحمت کشیدند و هم از جونشون مایه گذاشتند ... من به افکار شما احترام می ذارم ... شما هم از جونتون مایه بذارید! (البته اگه جرات دارید!!!!) ... بیاین بیرون ... داد بزنید ... شعار بدید ... نترسید و بلند فریاد بزنید که قصدتون براندازی نظامه ... اون موقع خواهید دید که مشت امثال من (که خیلی هم زیاد هستیم) بدجوری نوازشتون می کنه ... اشکال نداره که، بذارید در صورت پیروزی انقلابتون، شما جزء اولین فداییان آزادی باشید!!! ... من و امثال من همیشه منتظر شما هستیم تا از خونه های بزرگتون با ماشین های مدل بالاتون بیاین بیرون، حرفتون رو بزنید تا حسابتون رو بذاریم کف دستتون ...

البته چیزی که محرزه، اینه که امثال شماها، چون در پر قو بزرگ شدین و تا شب مامی و پاپا رو بوس نمی کردین!! نمی خوابیدین، هیچ وقت جرات این کارا رو ندارید ... برای رسیدن به هدف باید سختی بکشید ... با چند خط وبلاگ نوشتن، نمی تونید انقلاب کنید!!!

آخرین نکته هم اینکه یه روز یه دیوونه نشسته بود هر کسی رد می شد داد می زد می گفت: آخر کوچه آش می دن!!! دید همه آدم ها دارن قابلمه بدست به سمت آخر کوچه می رن ... دیوونه هم کاسه اش رو برداشت دوید آخر کوچه!!!!!!!

مواظب باشید نقل قول های شما، جریان "آش ته کوچه نباشه" ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 0:9  توسط سجاد نوروزیان  | 

در اواخر سال ۸۴، حجت الاسلام و المسلمین محمد خاتمی فرموده بودند که دولت اگر همین شیوه رو در دیپلماسی خارجی ادامه بده، به طور یقین آمریکا حداقل به تاسیسات هستی حمله می کنه و ضربات جبران ناپذیری به ایران وارد خواهد شد و دست آوردهای دولت اصلاحات از بین خواهد رفت!!!

چند روز پیش که اجلاس شورای حکام در مقر سازمان تشکیل شده بود، بدون اینکه بیانیه ای راجع به موضوع هسته ای ایران مطرح کنه، اجلاس رو پایان داد!!! حتی موضوع هسته ای ایران در دستور کار هم قرار نداشت!!!

موضوع شورای امنیت هم که رفت هوا !!!

تحریم هم که هیچ !!!

اجلاس سران ۵+۱ که حالا شده ۲-(۱+۵) !!!

آقای خاتمی شما هشت سال رئیس جمهور ایران بودید!! در این هشت سال شما متوجه نشدید که ایران مثل کشورهای دیگه برای بودن نیازی به باج دادن نداره؟!؟!؟!

ایران، مثل عراق و افغانستان نیست که آمریکا خیلی راحت با ارائه یک سناریوی خیلی ساده، بتونه افکار عمومی رو متقاعد کنه ...

آقای خاتمی شما مطمئن باشید ایران اگر امنیت نداشته باشه، اجازه نمی ده هیچ کشوری امنیت داشته باشه ... اگر ایران ناامن بشه، همه دنیا ناامن خواهد بود!!!

رهبری در سالگرد ارتحال امام، به خطر امنیتی برای حرکت نفت در منطقه اشاره کرد، ای کاش شما در هشت سالی که رئیس جمهور ایران بودید، در شان ملت ایران تصمیم گیری می کردید نه مثل سران کشورهای گواتمالا و بورکینافاسو !!!!

ایرانی متفاوت و مقتدر است، این را بفهمید !!!

آقای خاتمی!

و حرف آخر اینکه اگر امنیت ایران خدشه دار بشه، دنیا مشکل خواهد داشت، مطمئن باشید !!!! و نترسید !!!

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 18:12  توسط سجاد نوروزیان  | 

شنیده بودم که می گفتن دیپلماسی خارجی دولت نهم، ایران رو منزوی می کنه .. !!!

روابط قوی دیپلمات های ایران در اندونزی، مصر، الجزایر، عربستان، اسپانیا و دیگر کشورها در هفته های اخیر از مهمترین اخبار رسانه ها در سطح جهان بوده است.

چند روز پیش هم که سایت جام جهانی در یک نظر سنجی افکار عمومی اعلام کرد که مردم آلمان، هواداران ایرانی، برزیلی و مکزیکی رو به ترتیب به عنوان محبوب ترین مهمانان خارجی در آلمان انتخاب کردند.

دکتر احمدی نژاد هم که به عنوان اولین رئیس جمهور ایران به طور رسمی به اجلاس شانگهای دعوت شده و به عنوان سخنران روز اول هم، به بیان دیپلماسی ایران پرداخته ...

عجب ایران منزوی شده !!!!!

ایران کم کم به اون قدرتی که باید باشه، داره نزدیک می شه ...

پس استراتژی قورباغه هم در مورد ایران عمل نکرد و باید منتظر نتیجه چیکن استراتژی باشیم !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 15:1  توسط سجاد نوروزیان  |