تبليغاتX
مسافر راه‌های نرفته و نکوفته
و تنها خداست که در این بی‌راه، همراه است و امیدوارم جز او کسی هم نباشد!
از این پس حرف‌هایم را در http://www.norouzian.com بخوانید!

درود...

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 2:0  توسط سجاد نوروزیان  | 

1. ای کسی که هر کس از تو چیزی بخواد، حتماً آخر و عاقبت خوبی در انتظارشه!

2. ای کسی که برای رسیدن به هر هدفی باید موفقیت رو از تو درخواست کرد!

3. ای کسی که در برابر نعمت‌ها و مهربونی‌هات چیزی نمی‌خوای!

4. ای کسی که وقتی چیزی رو می‌بخشی، با منت گذاشتن خرابش نمی‌کنی!

5. ای کسی که فقط با تو می‌شه از دیگران بی‌نیاز شد و از تو بی‌نیاز شدن، غیرممکنه!

6. ای کسی که همه دوست دارن به سمت تو حرکت کنن!

7. ای کسی که نیازهای ما آدم‌ها هر چقدر هم زیاد باشه، چیزی از گنجینه‌ی نعمت‌هات کم نمی‌کنه!

8. ای کسی که هیچ بهونه‌ای نمی‌تونه قانون دقیق تو رو تغییر بده!

9. ای کسی که رشته‌ی ارتباط نیازمندها با تو هیچ وقت پاره نمی‌شه!

10. ای کسی که وقتی کسی یه چیزی رو زیاد از تو بخواد و مرتب باهات حرف بزنه، خسته و ناراحت نمی‌شی!

11. خودت گفتی که از همه‌ی موجودات بی‌نیاز هستی! واقعاً درست گفتی!

12. و گفتی که مخلوقات همگی به تو نیازمند خواهند بود! و دقیقاً همه مخلوقات به تو نیازمند!

13. هر کس موفقیت در کارش رو از تو بخواد، خواسته‌ش رو خوب جایی مطرح کرده و راه درستی رو انتخاب کرده!

14. و هر کسی که نیاز خودش رو از یک مخلوق دیگه بخواد، اون وقت خطر ناامیدی تهدیدش می‌کنه و حقش اینه که از نعمت تو بهره‌ای نَبَره!

15. خدای من! یه چیزی می‌خوام که خودم توان انجامش رو ندارم و وسوسه می‌شم که از بقیه آدم‌ها کمک بگیرم. اما همه‌ی آدم‌های دیگه هم به تو نیاز دارن. همین وسوسه‌ی من، خیلی اشتباه بود و فکر خطایی بود!

16. وقتی به یاد حرف‌های تو افتادم از خواب غفلت بیدار شدم. الان به راهی که تو خواستی اومدم پس دیگه اجازه نده که زمین بخورم!

17. و گفتم: پاک و مهربونه خدای من! مگه ممکنه کسی چیزی از خدا بخواد و دست خالی برگرده؟

18. پس ای خدای من! با شوق و ذوق به سوی تو اومدم و با اعتماد و امید دستم رو دراز کردم!

19. و می‌دونم که همه‌ی خواسته‌های من پیش قدرت و توانایی تو خیلی هم کوچیک و حقیره و انتظار من در برابر مهربونی تو خیلی کمه! دست بخشش تو بالاتر از همه دست‌هاست!

20. خدای من! به محمد و خاندانش سلام ما رو برسون و اون جوری که شایستگی‌ش رو داری، بزرگوارانه درخواست من رو بپذیر نه اون جوری که من لیاقتش رو دارم! من اولین کسی نیستم که به سمت تو دست دراز کرده و دست خالی برنگردوندی‌ش، حتی اگر لیاقتش این بوده که حالش رو بگیری!

21. خدای من! به محمد و خاندانش سلام برسون و درخواست من رو اجابت کن، جواب من رو بده، آواز من رو بشنو!

22. من رو ناامید نکن! نذار ارتباط من و تو خراب بشه! حالا که از تو یه چیزی خواستم، من رو نفرست در خونه‌ی یکی دیگه!

23. قبل از اینکه از جام بلند بشم، جواب من رو بده! سختی‌ها رو آسون کن و من رو به اون چیزی که می‌خوام برسون! و هر کاری که برای من خوبه و خودم نمی‌دونم برام مهیا کن!

24. خدای من! به محمد و خاندانش سلام برسون! سلامی محکم و شاداب و بی‌پایان. و این سلام و درود رو وسیله‌ی رسیدن من به خواسته‌هام قرار بده! آخه خودت گفتی که خیلی مشگل‌گشایی!

25. خدای من از تو می‌خوام که ... . مهربونی تو خیالم رو راحت کرد. پس تو رو به خودت و به پیامبر اعظم و خاندانش قسم می‌دم که من رو دست خالی و ناامید بر نگردونی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 تیر1388ساعت 13:56  توسط سجاد نوروزیان  | 

از این فلات سربلند
مردی حماسه آفرین
با پرچم سپید و صلح
می‌گوید از این سرزمین

می‌گوید از ایران ما
مرز شعور و اعتقاد
می‌گوید از نور امید
همبستگی و اتحاد

مردی از نسل دلیران
از تبار پاک ایران
ساده می‌گوید به تکرار
"فتح فردا" باورمان

می‌شود ما می‌توانیم
می‌شود پس می‌توانیم
وقت تکرار حماسه است
همدلی از سر بگیریم

ای یادگار آرش
ای از تبار فرهاد
در امتداد خورشید
نام تو ماندنی باد

از اتحاد مردم
وقت هجوم بیداد
در جنگ نابرابر
دشمن به لرزه افتاد
ایثار هر شهیدت
هرگز نرفته از یاد

نقش تمدن توست
میراث تخت جمشید
آینه‌دار فرهنگ
ای سرزمین جاوید
ای شیر آسیایی
ایران سرای امید

دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 10:10  توسط سجاد نوروزیان  | 

بازخوانی پرونده‌ی یک حکومت چهار سال و نه ماه و پنج روزه از دل تاریخ، در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری (لطفاً کسانی بخوانند که آزاداندیش هستند و می‌توانند قرائت به روز از اسلام داشته باشند.)

خلیفه‌ی سوم به قتل رسید. مردم خسته از "ظلم حکومتی" به "عدالت علی" ابراز علاقه کردند! علی خلیفه‌ی مسلمین شد! خلافتی که در منطق علی با عطسه‌ی بز قیاس گردید!

امثال طلحه و زبیر که در ابتدای راه همراه پیامبر بودند و در به ثمر نشستن انقلاب اعتقادی- اخلاقی پیامبر تلاش زیادی کرده‌ بودند، با القاب دهن‌پرکنی که یدک می‌کشیدند (سیف‌الاسلام زبیر و طلحه‌الخیر)، به باج‌خواهی حکومت عدالت آمدند! یکی بصره را می‌خواست و دیگری شهر دیگر!

عادت چندین ساله بود! هر کس به حکومت می‌رسید باید حق و حقوق آنان را می‌پرداخت! افتخار به چند ضربه‌ی شمشیر در ابتدای راه، موضوعی بود که هنوز بابت آن از حکومت باج می‌گرفتند!

فاصله‌ی طبقاتی زیاد شده بود! عده‌ی قلیلی ثروت جامعه را در اختیار داشتند! و جالب است که این عده با هم فامیل بودند!!!

اولین مبارزه‌ی علی با باج‌خواهان حکومت که انتظار پست و مقام داشتند رخ داد! همان‌ها که در هر جمله بارها و بارها دم از پیامبر و اسلام و قرآن می‌زدند، اما رفتارشان، گفتارشان را تأیید نمی‌کرد.

مبارزه‌ی دیگر با کاخ‌نشینان سبز بود! کاخ سبز معاویه! جناح اسلام اشرافی، همان ابتدا بدون ورود به عرصه‌ی رقابت باخت را پذیرفت و دو شکست سنگین از مالک‌اشتر خورد! مالک‌اشتر جنگ تمام عیار معاویه با علی را پیش‌بینی کرد!

معاویه که نگران از دست دادن حکومت شام بود، در نامه‌ای خطاب به علی نگرانی خود را از خطراتی که جامعه‌ی اسلامی را تهدید می‌کند، ابراز کرد و مدعی شد که علی در جنگ جمل (مبارزه با باج‌خواهان حکومت) به یاوران دیرین پیامبر توهین کرده و به اسلام هتک حرمت شده است!

رسانه‌ی سرمایه‌داری در اختیار معاویه بود! او با تطمیع منبرنشین‌ها، ناسزاگویی علیه علی را در ساختار تبلیغاتی، نهادینه کرد! در ناسزا گویی به علی "بی‌بند و باری" ترویج یافت! کار را به جایی رساند که حتی کسی جرأت حمایت لفظی از حکومت علی را نداشت! (حتی گروهی پس از شنیدن خبر شهادت علی در مسجد، گفتند مگر علی نماز هم می‌خوانده؟!)

از زاویه‌ی دیگر خرمقدس‌هایی مدعی حکومت علی شدند که پیشانی‌هایشان از شدت سجده بر درگاه خداوندی، پینه بسته بود! مبارزه‌ی سوم علی با خرمقدس‌ها بود! همان‌ها که خودشان مرتکب اشتباه حکمیت شده بودند و خواهان توبه‌ی علی به زور شمشیر بودند!

وجه تشابه این سه گروه که هر کدام به نحوی از سوی معاویه پشتیبانی می‌شدند، فقط یک چیز بود! عدالت علی، دوران خوش آنان را پایان داده بود! آنانی که هر کدام به نحوی از حکومت اسلامی بهره‌مند بودند، با آمدن علی راه‌های استفاده از بیت‌المال را مسدود شده می‌دیدند و به ناچار به بهانه‌های مختلف به مبارزه با علی پرداختند!

و هدف آن‌ها از مبارزه و دشمنی با علی، فقط یک چیز بود: حکومت اسلامی در اختیار هر کس باشد، فقط در دستان علی نباشد!

دکتر شریعتی در یکی از آثارش اشاره به موضوع جالبی دارد! مضمون سخنش در کتاب "چه باید کرد؟" این است:

"اگر شیعه امروز ببیند در جامعه از کسانی که علی در آن روزگار ضربه می‌خورد، می‌جنگید و مقابله می‌کرد ، سر سازش دارد باید در شیعه بودنش شک کند!"

عدالت راه سختی است! اما در این راه سختی که انتخاب کردی، بر عهدی که با مردم بستی وفادار باش! همانگونه که به لطف خداوند تا امروز ثابت قدم بوده‌ای!

بگذار باج‌خواهان حکومت، کاخ‌سبز نشینان و خرمقدس‌ها به فحاشی‌ها، هذیان‌گویی‌ها و بی‌حرمتی‌ها ادامه دهند! زمان می‌گذرد، می‌دانیم که لکه‌ی ننگ از دامان کسانی که این ادعاها را باور کردند، هرگز پاک نخواهد شد!! چه از روی خباثت چه از روی جهالت!

همین است که صدای آزاد اندیشان ایران در گوش تاریخ اینگونه پیچید: ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند!

و خداوند بزرگ وعده داده: ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 0:11  توسط سجاد نوروزیان  | 

در پی توزیع تعدادی سیب‌زمینی در کشور، احزاب، گروه‌ها، شخصیت‌های برجسته‌ی کشوری و لشگری، نامزدهای انتخابات و همه‌ی کسانی که به نحوی برای بیان کردن نظرات خود، تریبونی در اختیار دارند، به اظهار نظر پرداختند:

1-  برخی از مدرسین حوزه و چند نفر از طلاب ضمن تعطیلی کلاس‌های درس، با انتشار بیانیه‌ای محکوم کردند: احمدی‌نژاد باید توضیح بدهد که چرا این مخلوقات خدا به صورت رایگان در کشور توزیع شده‌است؟!

2- روزنامه‌های اصلاح‌طلب "بدون هماهنگی" تیتر زدند: نگرانی از وضع خطرناک سیب‌زمینی در کشور!!

3- روزنامه‌های اصولگرا هم "بدون هماهنگی" گفتند: دسته گل جدید مشایی!!

4- کارگزارن از قول یکی از شخصیت‌های برجسته نوشت: فاجعه‌ی کشاورزی در حوزه‌ی سیب‌زمینی و انحراف 120 درصدی دولت نهم از برنامه‌ی توسعه‌ی سیب‌زمینی!!

5- جناب نخست وزیر پس از بیست سال سکوت، ضمن رونمایی از آخرین تابلوی خود با عنوان "سیب‌زمینی تنها" اعلام کرد: با توزیع کوپنی سیب‌زمینی می‌توانستیم به سیب‌زمینی‌ها اهمیت بیشتری بدهیم!!

6- اعتماد ملی از قول "شیخ اصلاحات" نوشت: حتی اگر شورای حکمیت هم اجازه ندهد، شخصاً در انتخابات شرکت خواهم کرد چرا که برای توزیع مناسب سیب‌زمینی برنامه‌های مدونی دارم!

7- حیات‌نو از قول "دکتر" تیتر زد: فقط در کشاورزی آزاد که همه چیز آزاد است، این اتفاق‌ها نمی‌افتد! همه‌ی این‌ها ناشی از رویکرد فاشیسمی دولت نهم است که به خاطر حضور چماق به دست‌ها در دولت احمدی‌نژاد رخ می‌دهد! (به همراه لینک دانلود صدای کف و سوت!!)

8- تعدادی از اقتصاددانان، در نامه‌ای سرگشاده پرده از حقایق سیب‌زمینی در زمان دولت نهم برداشتند!

9- فراکسیون اقلیت مجلس با همراهی تعدادی از اعضای فراکسیون اکثریت این مسأله را توهین به ملت شریف ایران دانسته و خواستار استیضاح وزیر کشور، وزیر کشاورزی، وزیر نیرو، وزیر بهداشت، وزیر راه و وزیر رفاه شدند!

10- تعدادی از افراد گمنام، بدون نام و نشان(!)، در وبلاگ‌های پربیننده مردم را از این فاجعه‌ی بزرگ آگاه نموده و همه را دعوت به مبارزه علیه رژیم دیکتاتور کردند!

11- تلویزیون‌های اون ور آبی با به تصویر کشیدن انواع و اقسام صحنه‌های رقت‌بار پختن و سرخ‌کردن سیب‌زمینی به همراه شماره حساب شبکه‌ی خود، سعی کردند در راستای اهداف بشردوستانه به ایران کمک کنند!!

12- سازمان دیده‌بان حقوق بشر اروپا، به سرعت این خبر را منتشر کرد و ضمن اعلام این مطلب که از ابتدای انقلاب ایران تا امروز (حدود سی سال) حقوق سیب‌زمینیها به رسمیت شناخته نشده است، از برنده‌ی جایزه نوبل ‌خواست تا پیگیر موضوع شود!

13- جمعیت دفاع از تساوی حقوق زنان در بیانیه‌ی خود تشریح کرد: چرا در توزیع سیب‌زمینی، حقوق سیب‌زمینی‌های نر و ماده رعایت نشده است؟! و دولت احمدی‌نژاد را مسؤول این عدم تساوی می‌دانست.

14- سایت "تابنده" که متعلق به اقای "دکتر" است، نوشت که احمدی‌نژاد با تصور مدیریت شهرداری رئیس جمهور شده است و توان کنترل سیب‌زمینی‌‌ها را ندارد! مضافاً بر اینکه در زمان جنگ، شخص آقای "دکتر" که البته قبلاً "فرمانده" بودند مدیریت سیب‌زمینی‌های ایران را به عهده داشته و در این زمینه کارنامه‌ی موفقی داشته است! (مثل واردات "س" و"م")

15- دیگری به نقل از نفر اول تیم مذاکره‌ی هسته‌ای ایران در دولت هشتم، توزیع میلیون‌ها سیب‌زمینی بزرگ و کوچک در لبنان و فلسطین را به ضرر پرونده‌ی هسته‌ای دانست و اضافه کرد: باز هم سیاست‌های غلط احمدی‌نژاد باعث تحریم سیب‌زمینی‌های ایرانی شد!

16- روزنامه‌ی اعتماد این حادثه را پیش درآمد از بین رفتن کشاورزی براثر سوء مدیریت در مسائل کشاورزی و انرژی دانست!

17- شهروند امروز آن را سکولار نمودن جامعه توسط شخص احمدی‌نژاد پنداشت!

18- تعدادی از افراد از همه جا بی‌خبر در میدان هفت تیر جمع شدند و برای حمایت از سیب‌زمینی شعار دادند!

19- یکی از شخصیت‌های بزرگ با اشاره به فواید سیب‌زمینی و اینکه سیب‌زمینی حقیقتاً غذای خوبی است، دولت نهم را به خاطر زیرسوال بردن ارزش سیب‌زمینی در مقابل کباب به باد انتقاد گرفت!!

20- دکتر "مخالفی" نماینده مردم تهران در مجلس در نامه‌ای سرگشاده به احمدی‌نژاد نوشت: "من در هر صورت با سیب‌زمینی یا بی‌سیب‌زمینی مخالفم!"

21- سردار شهردار خلبان "دکتر" در افتتاح یکی از بزرگ‌راه‌های تهران به خبرنگاران گفت: اساساً مونوریل به درد ایران نمی‌خورد و سیب‌زمینی‌های توزیع شده کاملاً صحت این کار کارشناسی را تأیید می‌کنند!!

22- سرپرست حجاج ایرانی، ضمن انتقاد از عملکرد دولت در شکسته‌شدن قدرت اقتصادی معبد آمون در شهرری و ابلاغ نفرین خدایگان، از رئیس سازمان میراث فرهنگی خواست تا از سیب‌زمینی‌ها در انتصاب مسوولین مربوطه استفاده کند!!

23- ...

و مردم در این ماجرا فقط نظاره‌گر حقیقت و واقعیت بودند!

سربلند باشید!

 


اندازه‌ی واقعی

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 0:37  توسط سجاد نوروزیان  | 

بی‌لحظه‌ای درنگ،
بی‌تجربه،
و بی‌اضطراب،
 
خداوند سبحان فضا را
شكافت،
به هر سو راهى گشود،
آبى متلاطم و متراكم  جارى ساخت،
و آن را بر بادى تند و توفانی سوار کرد،
و باد را فرمان داد،
كه امانت نگه دارد و نگذارد كه فرو ريزد،
هوا در زير آن باد وزیدن گرفت
و آب بر فراز آن جريان يافت...
 

باد ديگرى بيافريد که تنها وظیفه‌اش،
جنبانيدن آب بود...
از جايگاهى دور و ناشناخته...
فرمانش داد كه بر آن آب وزيدن گيرد
و امواج دريا را برانگيزد...

باد بی‌درنگ فرمان خداوند را گردن نهاد
و آب را پيوسته زير و رو كرد
و همه‌ی اجزاى آن را در حركت آورد،
آنچنان که از امواج آب قله‌های بلند بالا آمد
و پس از لختی كف بر آب نشست... 
 

آنگاه خداوند كف‌ها را به فضای بالا برد
و هفت آسمان را از آن آفريد...
وظیفه‌ی امواج در زير آسمان‌ها،
بازداشتن آسمان از فروریختن بود،
و بر فراز آن‌ها بی‌هیچ ستونی،
سقفى بلند پدیدار گردانید...
 

ستارگان را زینت آسمان قرارداد
و اختران تابناك پديد آورد،
چراغ‌هاى تابناك مهر و ماه را برافروخت،
و هر يك را در مداری دوار،
چونان لوحى متحرك به رقص آورد...
 

پس از آن، آسمان‌هاى بلند را گشود،
و فرشتگان را در فضای آسمان‌ها قرار داد...
برخى از فرشتگان پيوسته در سجودند،
بى آنكه ركوعى كرده باشند،
برخى همواره در ركوعند و هرگز قامت راست نکرده‌اند...
صف به صف،
در جاى خود قرار گرفته‌اند
و هيچ یک را توان آن نيست كه از جاى خود به جاى دیگر رود.
اینان خداوند را مى‌ستايند بی‌آنکه از ستایش ملول گردند...
هرگز خواب به چشمانشان راه نیابد،
و هرگز خطا به اندیشه‌های آنان ورود نکند،
و هرگز سستی به اندام‌هايشان نزدیک نشود،
و هرگز فراموشى و غفلت بر آنان چيره نگردد،
 

جمعی از فرشتگان امين وحى خداوند هستند
و پیام او را به فرستاده‌ها می‌رسانند،
و آنچه در تقدیر نوشته شده است و مقرر گشته،
به زمين آورده و باز مى گردانند...

جمعی دیگر نگهبانان بندگان هستند...
و گروهى دربانان بهشت...
 
شمارى دیگر پاهايشان بر روى زمين استوار است
و گردن‌هايشان برفراز آسمان،
اندامشان از اطراف زمين بيرون رفته
و بازوهایشان آنچنان تواناست
كه توانند پايه‌هاى عرش ‍ را بر دوش دارند...

اینان از شوکت و عظمت خداوند،
نتوانند كه چشم بالا كنند،
بلكه، همواره سر به گریبان ایستاده‌اند
و بال‌ها جمع كرده و خویش را در آن پيچيده‌اند...
ميان آن‌ها و دیگران،
پرده‌های عزّت، عظمت، شوکت و قدرت كشيده شده است...
اینان هرگز پروردگارشان را در خيال و توهم، تصور نمى‌كنند،
هرگز با صفات مخلوقات توصیفش نمی‌سازند،
هرگز در مكان‌ها محدودش نمى‌دانند،
هرگز براى او همتايى نمى‌شناسند
و به او اشارت نمى‌نمايند...
 

آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است،
همواره به تسبیح خداوند مشغولند...
 

آری،
اینچنین بود که خداوند، آفرینش را آفرید...
و آن روز که آخرین پرده از داستان آفرینش رقم خورد،
بی‌شک روز اول بهار بود...


برداشتی آزاد بر اساس نشانه های خلقت در نهج البلاغه و صحیفه‌ی سجادیه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 15:58  توسط سجاد نوروزیان  |