تبليغاتX
مسافر راه‌های نرفته و نکوفته - تکرار تاریخ!
و تنها خداست که در این بی‌راه، همراه است و امیدوارم جز او کسی هم نباشد!

خلیفه‌ی سوم به قتل رسید. مردم خسته از "ظلم حکومتی" به "عدالت علی" ابراز علاقه کردند! علی خلیفه‌ی مسلمین شد! خلافتی که در منطق علی با عطسه‌ی بز قیاس گردید!

امثال طلحه و زبیر که در ابتدای راه، همراه پیامبر بودند و القاب دهن‌پرکنی داشتند (سیف‌الاسلام زبیر و طلحه‌الخیر)، به باج‌خواهی حکومت علی آمدند! یکی بصره را می‌خواست و دیگری شهر دیگر!

عادت شده بود! هر کس به خلافت می‌رسید باید حق و حقوق آنان را می‌پرداخت! افتخار به چند ضربه‌ی شمشیر در ابتدای راه، موضوعی بود که هنوز بابت آن از حکومت باج می‌گرفتند!

فاصله‌ی طبقاتی زیاد شده بود! عده‌ی قلیلی ثروت جامعه را در اختیار داشتند! و جالب است که این عده با هم فامیل بودند!!!

اولین جنگ علی با باج‌خواهان حکومت که انتظار پست و مقام داشتند رخ داد! جنگ اول در راه عدالت مبارزه با اسلام اشرافی و سرمایه‌داری بود! همان‌ها که دم از اسلام و قرآن و پیامبر می‌زدند.

بهانه‌ی این گروه برای جنگ، خونخواهی خلیفه‌ی سوم بود!

از سوی دیگر معاویه که از بنی‌امیه بود، همان ابتدا دو شکست سنگین از مالک‌اشتر خورد! مالک‌اشتر جنگ تمام عیار معاویه با علی را پیش‌بینی کرد!

معاویه که نگران از دست دادن حکومت شام بود، در نامه‌ای خطاب به علی ادعای خونخواهی خلیفه‌ی سوم را مطرح کرد! و مدعی شد که علی در جنگ جمل (مبارزه با اسلام اشرافی) تعدادی از مهاجرین و انصار نامدار پیامبر را کشته است و به اسلام هتک حرمت شده است!!

رسانه‌ی سرمایه‌داری در اختیار معاویه بود! او با تطمیع منبرنشین‌ها، ناسزاگویی علیه علی را در ساختار تبلیغاتی، نهادینه کرد! در ناسزا گویی به علی "بی‌بند و باری" ترویج یافت! (تاجایی که گروهی پس از شنیدن خبر شهادت علی در مسجد، گفتند مگر علی نماز هم می‌خوانده؟!)

جنگ اتفاق افتاد! در حالی که چند ضربه‌ی شمشیر تا محو فتنه فاصله بود، ماجرا به حکمیت کشیده شد. آنان که علی را مجبور به پذیرش حکمیت کردند، در حکمیت شکست خوردند!

اینبار خرمقدس‌هایی مدعی علی شدند که پیشانی‌هایشان از شدت سجده بر درگاه خداوندی، پینه بسته بود!

جنگ سوم علی با خرمقدس‌ها بود!

وجه تشابه این سه گروه فقط یک چیز بود! عدالت علی، دوران خوش آنان را پایان داده بود! آنانی که هر کدام به نحوی از حکومت اسلامی بهره‌مند بودند، با آمدن علی راه‌های استفاده از بیت‌المال را مسدود شده می‌دیدند و به ناچار به بهانه‌های مختلف به مبارزه با علی پرداختند!

چقدر شباهت دارد این اوضاع به دوران ما!

آنان که در ابتدا همراه انقلاب بودند و القاب دهن‌پرکن یدک می‌کشیدند، چون در دولت نهم به نوایی نرسیدند و حق و حقوقشان محفوظ نماند، از همان روز اول شروع کردند به جنگ!

گروه دوم که نگران وضع موجود خودش بود، با تبلیغات رسانه‌ای، اینقدر فحش و ناسزا گفتند که رهبری آن را به "بی‌بند و باری" تعبیر کرد!

بهانه‌ای که در آن زمان خونخواهی خلیفه‌ی سوم نامیده می‌شد، اینبار یک بهانه نبود! هر اتفاق در دولت نهم، یک بهانه بود برای فحاشی و عقده‌گشایی آقایان!

گروه سوم هم خرمقدس‌هایی که معلوم نیست چه می‌خواهند و چه می‌گویند! یک روز به نعل، یک روز به میخ!

دکتر شریعتی در یکی از آثارش اشاره به موضوع جالبی دارد! مضمون سخنش در کتاب "چه باید کرد؟" این است:

"اگر شیعه امروز ببیند در جامعه از کسانی که علی در آن روزگار ضربه می‌خورد ، می‌جنگید و مقابله می‌کرد ، سر سازش دارد باید در شیعه بودنش شک کند!"

طبق این گفته‌ی دکتر شریعتی که واقعاً نکته‌ی ظریفی است و بر اساس افزایش روزافزون هجمه‌ی ناسزاگویی‌ها و فحاشی‌ها علیه دولت نهم از تیر84 تا همین امروز، می‌توان نتیجه گرفت:

عدالت راه سختی است! اما آقای رئیس جمهور، در این راه سختی که انتخاب کردی، بر عهدی که با مردم بستی وفادار باش! همانگونه که به لطف خداوند تا امروز ثابت قدم بوده‌ای!

ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت 18:24  توسط سجاد نوروزیان  |