تبليغاتX
مسافر راه‌های نرفته و نکوفته - بارون
و تنها خداست که در این بی‌راه، همراه است و امیدوارم جز او کسی هم نباشد!

 

خوب امروز مي خوام از بارون بگم ... چون همه چيز باروني بود !!!!
از اول صبح كه بارندگي شديد ... بعدش هم كه هواي ابري ...

از بارون بگم ...
راستش رو بخواين من خيلي بارون رو دوست دارم ، مثل خيلي از آدم‌هاي ديگه ...
دلم مي خواد وقتي بارون مياد ، برم زير بارون راه برم ...
البته نه مثل اون كساني كه با چتر قدم مي‌زنن ، چون من حس مي‌كنم اين آدم‌ها خودشون رو از نعمت بزرگ بارون دارن محروم مي‌كنن !!!
من دلم مي‌خواد برم زير شُرشُر بارون ، خيس خيس بشم ...

آسمون و آسموني‌ها خيلي براي ما هم عزيزن هم مقدس !!
“ قرآن ” كتاب آسموني ...
“ اسلام ” دين آسموني ...
“ محمد ” پيامبر آسموني ...
“ علي ” مرد آسموني ...
....
....
و “ باران ” نعمت آسموني !!!!
شايد براي همين باشه كه بارون براي ما خيلي دوست داشتني و عزيزه ...

خلاصه ديگه ، امروز هم روزي بود از روزهاي خدا ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 13:51  توسط سجاد نوروزیان  |